شیراز به روایت قاموس نامه
شمس الدین سامی بیگ در قاموس نامه مینویسد:
اکثریت اهل شیراز دارای ذوق و طبع شاعرانه اند و بعضی به حد کمال رسیدهاند و به طور عموم شیرازیها بسیار لطیف طبع و زنده دلند و لهجه آنها دارای لطف و شیرینی خاصی است که متناسب با ذوق شاعرانه آنان است.
بسیارند دلهایی که فریب خط و خال دلربای شیراز گشتهاند:
مرا دلی است گرفتار خطه شیراز ز من بریده و خو کرده با تنعم و ناز (عبید زاکانی)
وسوزان است خاک آتشناک شیراز که بر خاطر دوستدارانش شعله ور است :
باد صبح و خاک شیراز آتشی است هر که را در وی گرفت آرام نیست (سعدی شیرازی)
شیراز را آن مایه نیست که گلهای لطیفش را حمیدی شیرازی بستاید یا آنکه از خاکش سروهای راست قامتی چون سرو ناز رسته باشد و از درختان نارنجش، بهارهای مست کننده روییده و سرودههای شاعرانش، خنده پرندگان بهشتی را جلوه نماید، بلکه پیشینه پر محتوا و سیاستهای برکت آور آن در ادوار مختلف شکوفایی شهری را حاصل نموده که رد پایش را میتوان در گوشه و کنارهای بافت کهن آن جستجو کرد.
بسیاری از مورخین اسلامی و جغرافی دانان مسلمان، احداث شیراز را به محمد بن یوسف ثقفی، برادر حجاج و عمر بن عبدالعزیز در سال 74 (هـ .ق) به بعد نسبت میدهند، حال آنکه با پژوهشهای مختلف و مطالعه پیرامون یافتههای باستان شناختی منطقه، این امر حاصل شده که شیراز در روزگاران پیش از اسلام متمدن بوده، چه بسا که جنب و جوش شهری آن در الواح گلین و در کندوکاوهای باستان شناسانه، آشکار شده است.
![]()
این وبلاگ متعلق به دانشجویان رشته مدیریت جهانگردی دانشگاه پیام نور شیراز می باشد .