آبشار بیشه به روایت تصویر

 در حوالی ایستگاه راه آهن بیشه در شهرستان دورود، آبشار بیشه خودنمایی می کند. درست 35 كیلومتر مانده به درود و 64 كیلومتر مانده تا خرم آباد. آبشار بیشه با 20 متر عرض یکی از عریض ترین آبشارهای کشور است و همانطور که از نام آن پیداست در میان بیشه ای قرار گرفته که هر سال گردشگران زیادی را به خود جذب می کند. اگر قصد بازدید از این آبشار را دارید می توانید مطمئن باشید که امکانات اقامتی هم برایتان فراهم است و می توانید چند روزی را در کنار این آبشار سر کنید. 17 پلاژ، 7 چادر و حتی بازارچه محلی و خانه بهداشت و پاسگاه انتظامی هم امکاناتی هستند که در مدت سفر می توانید از آنها استفاده کنید!

 

آبشار بیشه,آبشار بیشه دورود,آبشارهای ایران

 

 

 

 

 

آبشار بیشه,آبشار بیشه دورود,آبشارهای ایران

 

آبشار بیشه,آبشار بیشه دورود,آبشارهای ایران

 

آبشار بیشه,آبشار بیشه دورود,آبشارهای ایران

 

 

 

معنی نام او «منسوب به سیب‌» است. بسیاری از نام‌های ایرانی پیش از اسلام و اوایل دوره اسلامی به پسوند نسبی -ویه ختم می‌شد همچون «دادویه»، «زادویه» و غیره. عربها و به تبع آنها غربیان نام سیبویه را به صورت سیبَوَیهی (Sibawayh) تلفظ می‌کنند. سیبویه، نامش عمروبن عثمان بن قنبر و کنیه اش ابوالبشر و از بردگان بنی حارث بن کعب بود. فیروزآبادی مؤلف قاموس درباره معنای نام او می‌گوید: (سیبویه یعنی بوی سیب)


ابوبشر سیبویه فرزند عمرو بن عثمان (۱۴۰ هـ / ۷۶۰ م-۱۸۰ هـ / ۷۹۶ م)، مشهور به سیبویه. نام کامل وی: ( أبو بشر عمرو بن عثمان بن قنبر البصری ). وی از موالی بنی الحارث بن کعب و سپس از موالی آل الربیع بن زیاد الحراثی بود.[۱]

سیبویه در بیضای فارس تولد یافت و در بصره نشو و نما کرد. پس از آن که در نحو استادی بی همتا شد به نزد یحیی بن خالد برمکی به بغداد رفت.

وی علاوه بر این‌که از خلیل درس می‌گرفت نزد استادان دیگری مانند عیسی بن عمر و یونس به شاگردی نشست و لغت را هم از ابو خطاب اخفش فرا گرفت. آنگاه به تألیف کتابی در نحو پرداخت که ابن ندیم درباره آن می‌نویسد: (نه پیش از وی کسی مانند آن را تألیف نموده و نه بعد از او کسی تألیف خواهد کرد.

سیبویه به سال (۱۴۰) هجری قمری در شهر بیضا در شهرستان سپیدان امروزی از توابع فارس زاده شد، در سن ۱۴ سالگی برای تحصیل علم رهسپار بصره شد، چنانکه در آن دوران بغداد مرکز علم ودانش بود. ودر آنجا یکی از برجسته‌ترین علماء علم اللغة گردید. وی از علمای اعظم نحو و علوم عرب و از فلاسفه بنام است، «الکتاب» اوّلین کتاب حاوی صرف و نحو و از منابع و مأخذ قابل اطمینان است. ایشان نزد یکی از بزرگ‌ترین استادان علوم صرف ونحو در آن دوران خلیل فراهیدی کسب علم نموده‌است.

اهمیت تاریخی سیبویه از آن جهت است که نخستین فردی بود که برای زبان عربی صرف و نحو (گرامر) نوشت و صداها را در این زبان مشخص ساخت. بنابراین، علامات ضمه، فتحه، کسره و تنوین‌ها اختراع و کار سیبویه ایرانی است. وی با این عمل عنوان «سیبویه نحوی» را به خود اختصاص داد. بدون کاری که سیبویه کرد و در آن زمان یک شاهکار بود، پیشرفت زبان عربی میسر نبود و استحکام این زبان به این صورت باقی نمی‌ماند. به این ترتیب، این ایرانیان بودند که برای اعراب دستور زبان (صرف و نحو) نوشتند. طبق نوشته روزنگارهای بین‌المللی، «سیبویهSibavayh» زبان شناس معروف ایرانی در نخستین هفته ژانویه سال ۷۹۳ میلادی در شیراز درگذشت. بنا به روایتی، وی در سال ۱۸۰، در سن چهل سالگی درگذشت و در گورستان باهلیه مدفون شد. اینک بر قبر او سنگ سیاهی است که در دکانی در دروازه کازرون قرار دارد و به سنگ سیاه معروف است. یک مزار دیگر نیز درشهر قدیمی سیراف که اکنون بندر طاهری نامیده می‌شود واقع در عسلویه استان بوشهر وجود دارد که بنام مزار این دانشمند معروف است.

عده‌ای بر این باورند که اگر سیبویه ایرانی برای زبان عرب صرف و نحو (گرامر) ننوشته بود این زبان در نوشتار همانند لهجه (گویش) یکنواخت بودن خود را از دست می‌داد.

پرونده:Sibuye2.jpg

عیسی خان شیرازی معمار بناي نامدار تاج محل

پرونده:عیسی خان.jpg 

عيسي خان شيرازي معمار بناي نامدار تاج محل ارجمند بانو ملقب به ممتاز محل، همسر محبوب شاه جهان و مادر اورنگ زيب، که بناي باشکوه "تاج محل" به عنوان آرامگاه او ساخته شد، ايراني و از تبار ميرزا غياث‌الدين محمد تهراني ملقب به اعتمادالدوله (متوفي 1031 ق./ 1621 م.) است. ميرزا غياث‌الدين از ايران به هند رفت و در دربار پادشاهان گورکاني مقامي ارجمند يافت. دختر او، نورجهان بيگم، به همسري جهانگير درآمد و پسرش ميرزا ابوالحسن آصف خان يمين‌الدوله (متوفي 1051 ق./ 1641 م.) وزير و مشاور جهانگير و شاه جهان بود. ممتاز محل دختر آصف خان است. شاه جهان به پدر زن خود علاقه فراوان داشت و مرگ او بر وي تأثير بسيار گذارد. شاه جهان پيش از ممتاز محل با يک دختر ديگر ايراني، از تبار شاه اسماعيل صفوي، وصلت کرده و داماد صفويه محسوب مي‌شد. معمار تاج محل استاد عيسي خان شيرازي بود و خطاط کتيبه‌هاي آن استاد امانت خان شيرازي.

 

تاج‌محل ( तIज महल،-تاج محال) آرامگاه زیبا و باشکوهی است که در نزدیکی شهر اگرا و در ۲۰۰ کیلومتری جنوب دهلی نو پایتخت هند واقع شده‌است. این بنا به دستور شاه جهان، امپراتور گورکانی هند به منظور یادبود از همسر ایرانی محبوبش ممتاز محل که در سال ۱۶۳۱ (میلادی) به‌هنگام وضع حمل فوت کرد بنا شده‌است. شاه تصمیم گرفت پس از مرگ همسرش با ساخت بنایی زیبا، مجلل و عظیم، همسرش را جاودانه کند. از این‌رو آرامگاهی زیبا بر روی قبر او بنا نهاد.

همانطور که مشخص است، نام این بنای زیبا ایرانی می‌باشد. این ساختمان بر پایه مخلوطی از معماری ایرانی، هندی و اسلامی تأسیس شده‌است و در ساخت آن ۲۰،۰۰۰ هنرمند و معمار از نقاط مختلف آسیا به‌خصوص ایران، شبه قاره هند، آسیای میانه و آناتولی شرکت داشته‌اند.

آغاز ساخت تاج‌محل سال ۱۶۳۲م (۱۰۴۲ ش) بود و در سال ۱۶۴۷م (۱۰۵۷ ش) تکمیل شد.

عیسی خان شیرازی و امانت خان شیرازی طغرانویس، که هر دو ایرانی بوده‌اند سرمعماران ایرانی سازنده تاج محل در هندوستان بوده‌اند. در برخی متون نیز از  امانت خان نام برده شده‌است، که گویا خطاطی‌های روی در و دیوارهای تاج محل به امانت خان واگذار شده‌بوده‌است.

نماد وفا و عشق ابدی

تاج محل بنایی مُجَلَّل و رمز عشق ابدیست که سه قرن و نیم از بنای آن می‌گذرد. اخلاص به عشقی رومانسی، از دوران بسیار دور همچون: «لیلی و مجنون»، «رومئو و ژولیت» و یا «بخت‌النصر» که باغ‌های معلق بابل را به نشان وفاداری برای همسرش ساخت که یکی از عجایب هفتگانه دنیاست، تاج محل نیز یکی از عجایب هفتگانه جدید دنیاست، تاج محل آرامگاه «ارجمند بانو بیگم» ملقب به ممتازمحل همسر محبوب «شاه‌جهان» پنجمین پادشاه گورکانی بود که در هند به پادشاهی رسید. این بنا به دستور شاه‌جهان برای نشان دادن عمق علاقه و عشق خود به ممتاز محل ساخته‌است. داستان بنای این مجموعه عمارات مجلل که در وسط آن گنبد تاج محل چون نگینی می درخشد، بر ارزش تاریخی این شاهکار هنری افزوده است. تاج محل، در واقع، باشکوه ترین هدیه یک شاه به همسر از دست رفته اش است و پایه‌های آن بر عشق وافر شاه جهان گورکانی به ممتاز محل ایرانی تبار استوار است. شاید اگر در سال ١٦٠٧ میلادی شاهزاده خرم، که بعدا با نام شاه جهان شناخته شد، ارجمند بانو بیگم را، که بعدا به ممتاز محل ملقب شد، نمی دید، امروز از تاج محل خبری نبود.

ارجمند بانو دختر یکی از اشراف ایرانی با نام عبدالحسن آصف خان و متولد شهر آگرای هند بود. نور جهان، عمه ارجمند بانو همسر محبوب جهانگیر، پدر شهزاده خرم و شاه گورکانی وقت بود که در سیاست و دولتداری هم نقش بارزی داشت. شاهزاده خرم که در آتش عشق ارجمند بانو می سوخت، بنا به ضوابط سلطنتی با دو زن دیگر ازدواج کرد که اولی از بستگان دربار صفوی ایران بود. خرم پس از پنج سال انتظار به وصلت ارجمند بانو رسید.

او پس از مراسم عروسی اعلام کرد که عروس تازه از سایر زنان دربار برتر و "ممتاز محل" است. ازآن به بعد ارجمند بانو با همین نام و پسوند "بیگم" خطاب می‌شد. به نوشته یک تاریخ نگار دربار گورکانی هند که با نام "قزوینی" از او یاد می‌شود، پیوند شاهزاده با دو همسر دیگرش تنها حکم زناشویی معمولی را داشت و "خرم" هیچ زن دیگری را شایسته محبت و شیفتگی ای که نثار ممتاز محل می‌کرد، نمى دانست. سال ١٦٢٨ شاهزاده خرم بر تخت طاووس هند نشست و به "شاه جهان" ملقب شد. ممتاز محل نمى خواست به مانند عمه قدرتمندش در امور اداری و سیاسی دستی داشته باشد. در عوض فهرست نام های زنان بیوه و کودکان یتیم را ترتیب می‌داد و از شوهرش می خواست که به نیازهای آنها رسیدگی کند و برای خانواده‌های بینوا نفقه تعیین می‌کرد. او نیز مانند شاه جهان به هنر معماری علاقه داشت و در ساماندهی یک باغ کرانه رود یامونا در شهر آگرا، جایی که سرانجام محل آخرت او شد، نقش داشت.

درگذشت ممتاز محل و وصیت او

ممتاز محل همسر دوم شاه‌جهان در ۱۷ جون ۱۶۳۱ میلادی در هنگام تولد فرزند چهاردهمش جان باخت. شاه جهان و ممتازمحل در سال ۱۶۱۲ ازدواج کردند و ۱۸ سال با یکدیگر زندگی کردند و ثمره این ازدواج ۱۴ فرزند بود که هفت تن زنده ماندند و بزرگ شدند. در یکی از حمله‌های جنگی ممتاز محل همراه شاه‌جهان بود. او باردار و در ماهای آخر بارداری بود و در اثر وضع حمل جان باخت، این نوزاد چهاردهمین فرزندی بود که از ممتاز محل زائیده و دختر بود که نامش را گوهره‌بیگم گذاشتند. هنگام وفات «ممتاز محل» ۳۹ سال بیش نداشت او از شوهرش درخواست کرد که پس از وی زنی نگیرد و برای او مقبره‌ای بسازد که بدان نام وی جاوید بماند.

مرگ ناگهانی «ممتاز محل» پادشاه را دچار غم و اندوه ساخت. شاه داغدیده پس از تفکر و تدبر تصمیم گرفت بنائی بر مزار محبوبش بسازد تا شاهدی بر عشقش باشد، از اینرو طراحان، مهندسان و استادکاران را از گوشه و کنار دنیا گرد آورد تا آرامگاهی را بسازند که آخرین دستاورد معماری گورکانی گردد.

به نوشته تاریخ نگاران، شاه جهان در پی درگذشت محبوب ترین همراه زندگی اش خلعت شاهانه اش را به عبای سفید عوض کرد و یک سال سوگوار بود. شاهی که قبلا برای توسعه دامنه سلطنتش خون فراوانی ریخته بود، گوشه نشین شد و برای مدتی دخترش جهان آرا به امور دولتداری پرداخت. روایت حاکی است ک موهای سیاه شاه جهان طی یکی دو ماه سوگواری سفید شد.

شاه جهان، تا از چنگ رخوت رها شد، در اجرای وصیت ممتاز محل بهترین معماران و خوشنویسان را از سراسر هند و بیرون از آن فرا خواند تا بنای یادبود محبوب ازدست رفته اش را در شهر آگرا، پایتخت امپراتوری گورکانی، بسازند.

تاریخ نگاران آن دوران، از این بنای یادبود با نام "روضه ممتاز محل" یاد کرده اند و برخی بر این نظراند که "تاج محل" مخفف "ممتاز محل" است. "پیتر ماندی"، جهانگرد اروپایی سده ١٧ میلادی نیز در نوشته‌هایش از "تاجِ محل، ملکه دربار گورکانی" نام می‌برد.

خود شاه جهان هم که سال ها بعد، به دست پسرش اورنگزیب شکست خورد و مدتی در زندان لعل قلعه به سر برد، پس از درگذشت کنار ممتاز محل زیر گنبد تاج محل به خاک سپرده شد.

معماری باغ و ساختمان تاج محل

شاه‌جهان جایگاهی را در کنار «رود جمنا» برای این بنای بزرگ برگزید. تاج محل مقبره‌ای است با ۵۸ متر بلندی، ۵۶ متر پهنا که در نزدیکی اگرا در ایالت اوتار پرادش هندوستان بر روی یک تخته عظیم ۱۰۰ متر × ۱۰۰ متر مرمرین ساخته شده‌است. این بنای بزرگ، در یک باغ پهناور ۱۸ هکتاری قرار دارد، که در مرکز این یک باغ نهر آب طولانی وجود دارد و به شیوه چهارباغ‌های ایرانی ساخته شده‌است.

شاه‌جهان قصد داشت برای خود نیز آرامگاهی در کران دیگر «رود جمنا» و برابر آن بسازد و این دو بنا را با پلی به یکدیگر متصل سازد به‌نشانه آنکه پیوند او و همسرش از جریان زمان هم در می‌گذرد. قرار بود که بر خلاف نمای تاج محل که از مرمر سفید است، آرامگاه شاه از مرمر سیاه باشد. اما سرنوشت بر این شد که آرامگاه دوم هرگز برپا نشود و شاه در کنار همسرش آرام گیرد.

تاج محل از سال ۱۹۸۳ جزو میراث جهانی یونسکو درآمده و در نظر سنجی بزرگ جهانی در سال ۲۰۰۷ میلادی که در ۸ ژوئیه همان سال نتیجه آن اعلام گردید این بنا در شمار یکی از عجایب هفتگانه جهان در دوران حاضر شناخته شد.

در دو طرف بنای اصلی دو بنای کوچکتر و قرینه به‌چشم می‌خورد که در سمت غرب یک مسجد سه‌گنبدی وجود دارد که از ماسه‌سنگ (قهوه‌ای مایل به قرمز) ساخته شده و در شرق بنایی است که زمانی به مثابه مهمان‌سرا به کار می‌رفته‌است.

گیوین هامبلی، نویسنده کتاب "شهرهای هندوستان گورکانی"، می‌نویسد که ریشه‌های ایرانی تاج محل، نخستین و پایدار ترین برداشتی خواهد بود که یک دانش پژوه رشته معماری اسلامی با دیدن این بنای یادبود حاصل می‌کند. به نظر او، تاج محل یک نمونه از معماری صفوی است و در واقع، نمایانگر حد اعلای نبوغ ایرانی در هنر معماری در خاک هند است. هامبلی با استناد به سخنان هرمان گوتز، کارشناس تاریخ هنر، می افزاید: "تاج محل از بهترین نمونه‌های معماری است که با ذوق و سلیقه صفوی انجام شده است ... در تاج محل موارد معدود انحراف از ارتدکسی هنری صفوی را می‌توان مشاهده کرد که شامل "چتری های راجپوتِ" پیرامون گنبد و تفاوت هایی در تناسب میان گنبد و پایه آن می‌شود. گلدسته‌ها هم که احتمالا با الهام از آرامگاه "محمود خلجی" در "ماندو" ساخته شده اند، اندکی متفاوت اند. از غرایب روزگار است که که یکی از "عجایب جهان" که کمترین ارتباط را با هنر گورکانی (مغولی) دارد، به نمونه کلاسیک و نماد تمدن گورکانی تبدیل شده است."


این نقشه ای است از تاج محل به سبک نقشه های ایرانی که در جای جای آن به خط و زبان فارسی توضیحاتی دارد.آرایش آن به سبک چهار باغ ایرانی که انگلیسها آن را برهم زدند در این طرح پیداست.این طرح امروزه در موزه smith sonian در واشنگتن نگهداری میشود.

معمار و طراح تاج محل

در متون تاریخی به نام معمار این مجموعه اشاره نشده‌است اما در برخی از متون از شخصی به نام استاد عیسی نام برده شده که بعضی او را اهل شیراز و عده‌ای وی را اهل استانبول دانسته‌اند. برخی از پژوهشگران نیز به یک نسخه خطی اشاره کرده‌اند که در آن به «استاد عیسی شیرازی نقشه نویس» و « امانت خان شیرازی طغرانویس» اشاره شده‌است. عبدالحق شیرازی که سال ١٦٠٩ از شیراز به هند مهاجرت کرد و به خاطر استعداد فوق العاده‌اش در هنر خوش نویسی از سوی شاه جهان به "امانت خان" ملقب شد. به احتمال قریب به یقین، تمام خطاطی‌های روی در و دیوارهای تاج محل به امانت خان واگذار شده بود، چون تنها نام اوست که به شکل "امانت خان الشیرازی" زیر یکی از خطاطی ها در ایوان جنوبی تاج محل حک شده است. امضای او حاکی از مقام بلند امانت خان در دربار گورکانیان نیز هست. آنچه مسلم است خط ثلث کتیبه‌های تاج محل که به رنگ مشکی بر زمینه مرمر سفید نشسته اثر امانت خان شیرازی است.

خانه تاریخی دهقان در بخش کردیان جهرم به زودی درفهرست آثار ملی ایران جای می گیرد.

 

خانه تاریخی دهقان در بخش کردیان جهرم به زودی درفهرست آثار ملی ایران جای می گیرد.

خانه تاریخی دهقان یکی از خانه های تاریخی منحصر بفرد دوره قاجاریه- پهلوی در فارس است این خانه تاریخی در روستای موسویه(دهزیر) بخش کردیان جهرم واقع شده است.

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان

مالکیت این بنای تاریخی متعلق به دهقان، خان روستای دهریز بوده که بعدها توسط طحان خریداری شده است به کار بردن تزئیناتی چون گچبری ، آینه کاری و نقاشی روی سقف چوبی واستفاده از رنگهای طبیعی بویژه آبی وقرمز ، نقوش گل ومرغ درنما و همچنین بادگیر از ویژگی‌های شاخص معماری این اثر تاریخی است که زیبایی آن را دوچندان ساخته است بنا در نمای بیرونی به شکل قلعه ای با برج وباروهای خشتی دیده می شود.

ورودی آن در ضلع شمال قرارگرفته که بواسطه یک راهرو به حیاط مرکزی راه می یابد ضلع شمالی بنا در دو طبقه ساخته شده است. درسمت چپ اتاق پنج دری بزرگی با درهای چوبی ساده واقع شده است پس ازاتاق دالانی است که ازیک سو به اتاقی دیگر و از یک سو به پلکان طبقه دوم منتهی می شود .

 :نمای بنا بسیار زیباست و نقوش هندسی و گل ومرغ موجود درنما که با استفاده از گچ وساج سبز کار شده توجه هر بیننده ای راجلب می کند.

  کتیبه های موجود در بنا نیز ساخت آن را در سال 1318 ه . ق نشان می دهد و مزین به آیاتی از قران کریم است .

حوض سنگی و چهار باغچه قرینه در اطراف آن که از ویژگی‌های خانه های قدیمی است جلوه خاصی به حیاط بنا داده اند

كتيبه دختر گبر اقليد

كتيبه دختر گبر اقليد

 دختر گبر اقلید

 اقليد در جنوب غربي آباده است. هنگامي كه از آباده به سوي اقليد مي آييم در سمت چپ جاده به چند تپه بر ميخوريم .در پاي تپه دوم امامزاده اي با گورستاني بزرگ قرار دارد. در نيمه هاي اين تپه در صخره سنگي، حوضي تراشيده شده است كه در نماي جلوي آن در قابي 160*56 سانتيمتري نبشته اي در 21 سطر عمودي حك شده است. اين حوض به حوض گبر معروف است.بخشي از هشت سطر نخست نبشته آسيب ديده است.تاريخ نبشته 11-12 آبان از ششمين سال فرمانروايي يزدگرد است.با توجه به سبك قبر احتمالا اين نبشته مربوط به زمان يزدگرد سوم است.اين نبشته به همراه نبشته هاي دربند قفقاز و چند نبشته در حوالي تخت جمشيد از مهمترين نبشته هاي پهلوي به خط شكسته با سطرهاي عمودي هستند.

اين حوض سنگي در نبشته ياد شده دخمه ناميده مي شود.هومباخ به اين نتيجه رسيده كه دخمه در اصل آرامگاه محصور است. به اين ترتيب در حوض سنگي، يك نفر به راحتي مي توانسته است با زانوي جمع شده دفن شده باشد.در روزگاري اين حوض سرپوشي از تخته سنگ داشته است. اين كتيبه قديمي ترين كتيبه سنگ مزار كشف شده در ايران به خط پهلوي است 

 

منبع : يافته هاي تازه از ايران باستان

 

پروفسور هينتس - ترجمه دكتر پرويز رجبي

  کتیبه دختر گبر اقلید

 :ترجمه متن

 

اين دخمه

.......

بابكان

يكم

....

......

......

زرتشتيان

وبيشاپور

مرزبان فرمود

ساختن و اين ماه

آبان در

سال 6 يزدگرد

شاهان شاه

وروزخور به بخت

شدوروز ماه

تني به اين آيين را

به دخمه نهاده و

خواسته(اي) به ارزش

12000 مزد

فرمود دادن

کتیبه دختر گبر اقلید

و با اظهار تاسف فراوان نوشته دوست وبلاگ نویس اقلیدی پیرامون اثر فوق را با هم میخوانیم

((يكي ديگه از اون جاهاي با ارزش كه متاسفانه بعضي از انسان نماها دارن خرابش مي كنن ياحتي توش دستشويي ميكنن و اگر هر كس در هر جاي دنيا اين رو بفهمه اونها رو و حتي  ماها رو كه هيچ عكس العملي نشون نمي ديم مورد لعن قرار مي ده   جايي به اسم حوضچه دختر گبر با قدمت بيش از دو هزار سال يه اثر بي نظير از يه زمان و عصر طلايي در موردش هيچ كس حتي تحقيق هم نمي كنه كه اين حوضچه براي چي بوده اونجا شهر بوده يا يه محل تفريح براي شاهان قديم يا ...))

 

گالری عكس تخت جمشید


  گالری عكس تخت جمشید
 

عمارت کلاه فرنگي

عمارت کلاه فرنگي

 

 
     اين عمارت در حقيقت آرامگاه پدر ميرزا علي خان وفا بوده است. وي خلوتي در کنار اين ساختمان داشته که خانه مسکوني بوده که به نام خانه ميرزا علي خان مشهور بوده زماني که ايشان فوت مي کند پسرش او را در همان جا به خاک مي سپارد و بعدها شخصي به نام عبدالوهاب که از بهمن به زيارت ميرزاعلي خان مي آيد تصميم مي گيرد آرامگاهي روي اين قبر بسازد بهمين جهت از معماران يزدي دعوت مي کند و آنان اين بناي هشت گوش را به سبک کلاه فرنگي شيراز (زنديه) ميسازند. اين بنا از سطح زمين حدود يک متر بلند تر است. خود بنا از خشت و گل است و داخل بنا با آجرهاي مربع شکل فرش شده است و قبر نامعلوم است. سقف بنا توسط نجاري بنام علي کاکامنصور ساخته شده که ايشان هم از برادارن امامي که منبت کاران قابلي بودند دعوت مي کند تا سقف را آينه کاري يا منبت کاري کنند. در ضمن اين اثر در سال 1379 به شماره 3408 ثبت آثار ملي ايران رسيده است.
 
 
 

لیدوما

http://kingcyrus7.persiangig.com/kingcyrus-m%20%2811%29.jpg

لیدوما یک محوطهٔ باستانی است که در شهرستان ممسنی در استان فارس قرار دارد. لیدوما همچنین نام یکی از شهرهایی است که در نوشته‌های هخامنشی از آن نام برده شده‌است و در راه شاهی بین تخت جمشید و شوش قرار داشته است. در گل‌نوشته‌های تخت جمشید از ۲۶ شهر میان تخت جمشید تا شوش نام برده شده است.


http://kingcyrus7.persiangig.com/kingcyrus-m%20%2815%29.jpg

http://kingcyrus7.persiangig.com/kingcyrus-m%20%284%29.jpg

http://kingcyrus7.persiangig.com/kingcyrus-m%20%285%29.jpg

http://kingcyrus7.persiangig.com/kingcyrus-m%20%287%29.jpg

http://kingcyrus7.persiangig.com/kingcyrus-m%20%288%29.jpg

ادامه نوشته

گالری عکس باغ ارم شیراز

   
 
          2

 

/      


آرامگاه شیخ روزبهان



 

گالری عکس برم دلک


 

   
 

مدرسه خان

   
 




مسجد نو


   
 


مسجد مشیر


 

حسینیه مشیر



 

خانه فروغ الملک ( موزه هنر مشکین فام )



   
 

گالری عکس نارنجستان قوام


   

چند غار فارس

دوستان عزیزی که به مکان های طبیعی و به خصوص غارها سفر میکنید

در نظر داشته باشید که ما به عنوان کارشناسان جهانگردی در این ضمینه مسئولیم لطفا از محیط زیست محافظت کنید و نظافت را همواره رعایت نمایید تا الگویی برای سایرین باشیم...

ممنون

 

نوع غار : کشف شده

نام (های) غار : بلع زار

Bala' Zaar : نام فارسی غار بصورت لاتین

معنی نام (وجه تسمیه) : بلع در گویش محلی به معنای ریشه مک (شیرین بیان) می باشد و نام غار از نام روستایی به همین نام گرفته شده است

29˚ 51' 08" : (N) عرض جغرافیایی دهانه غار

52˚ 01' 13" : (E) طول جغرافیایی دهانه غار

ارتفاع دهانه اصلی از سطح دریا : 2104 متر

تعداد دهانه غار : 2 دهانه

استان : فارس

نزدیکترین شهر : شیراز - بخش ارژن

نزدیکترین روستا : بلع زار

نشانی محل غار : استان فارس شهرستان شیراز بخش ارژن دهستان هفت برم کدیان 2 کیلومتری شمال روستای بلع زار

طول غار : 1500 متر

عمق غار : 20 متر

تاریخ نقشه برداری : 16/09/1386

اسامی اعضای تیم نقشه برداری : محمد کریمی - احسان اقبال پور - امید اکبرزاده شیرازی

نام عکاس : محمد کریمی

توضیحاتی درباره نوع غار : طبیعی- غیر آهکی - مرطوب از نظر نحوه تشکیل، غار بلع زار به دلیل فرسایش آبی به وجود آمده است و در تمام فصول سال آب مختصری درون غار به صورت جویبار جریان دارد.

جانداران داخل غار : عنکبوت - خفاش - قارچ

توصیف سختی غار برای پیمایش : راحت

 

 


غارسنگتراشان جهرم

غار سنگ‌شکنان جهرم در جنوب غربی شهرستان جهرم استان فارس، عظیم،

دست‌ساز و دیدنی است. عده‌ای سنگ‌تراش این غار را به‌وجود آورده‌اند و تاریخ دقیق

ساخت آن روشن نیست؛ اما حدود ۱۵۰ سال قدمت دارد. وسعت این غار حدود ۲۰

هزار متر مربع با ارتفاع متوسط سه متر است. سنگ‌تراشان جهرمی این غار را برای

تفریح نساخته‌اند، بلکه هدف آنها، برداشت سنگ برای امرار معاش بوده است؛ ولی با

تیشهٔ سنگ‌شکن خود، جاذبه‌ای زیبا خلق کرده‌اند که به یکی از بزرگ‌ترین غارهای

دست‌ساز جهان تبدیل شده و میراثی است، بسیار زیبا با چشم‌اندازی دیدنی.

سنگ‌شکنان هنگام برداشت سنگ برای جلوگیری از تخریب غار بعد از چند متر پ

یشروی، ستون‌هایی به‌جا گذاشته‌اند که این امر، موجب زیبایی دوچندان غار

شده‌است. این مجموعه تاکنون مرمت نشده و هشت دهانه دارد که ورودی دو دهانهٔ

آن تخریب شده‌است.


غار تنگ شاپور

برید ادامه مطلب.........

 

 

 

ادامه نوشته

فيروز آباد فارس

فيروز آباد فارس



شهر فيروز آباد در يكصد كيلومتري جنوب شهر شيراز، در مسير شيراز به لار و در دشتي سرسبز واقع شده است. بناي اين شهر را به دوره كيانيان نسبت ميدهند و نام قبلي آن شهر گور بوده است. ابن بلخی هزار سال قبل در كتاب فارسنامه عنوان كرده است كه اين شهر در پي حمله اسكندر مقدوني، پس از تغيير مسير رودخانه و با غرق شدن شهر در آب ويران شد ولي اردشير بابكان پس از استيلا بر اردوان پنجم و تاسيس سلسله ساسانيان مجددا اين منطقه را آباد نموده و شهري جديد با پلاني به شكل دايره در آن بنا نمود كه اردشير خوره ناميده شد.

این شهر مجددا در زمان حمله اعراب به ایران ویران شد. زمانی كه عضدالدوله دیلمی (گیلانی) بر اعراب حاکم بر این شهر تسلط پیدا كرد، به آبادانی ویرانه ها همت گماشت و از آن به بعد این شهر فیروزآباد نامیده شد.

فيروز آباد يكي از پر جاذبه ترين و در عين حال گمنام ترين شهر هاي تاريخي و گردشگري ايران است. از آثار تاريخي اين شهر ميتوان به كاخ اردشير ساساني، قلعه دختر و بقاياي شهر گور اشاره كرد.

كاخ اردشير ساساني با ابعاد ۵۹ در ۱۲۵ متر كه نخستين بناي تاق دار ساساني محسوب مي شود، در دو کيلومتري شمال شهر فيروزآباد قرار دارد. اين کاخ نزديك مدخل تنگاب در کنار چشمه و بركه اي دايره اي شكل به قطر تقريبي ۳۰ متر احداث گرديده و از کاخ هاي ييلاقي اردشير به حساب مي آمده است.  اين بنا با مصالح لاشه سنگ و ملاط گچ احداث گرديده و تزئينات به کار رفته در آن شامل گچ بري هاي زيبا و رنگي داخل بنا مي باشد كه قسمتهايي از آن در قسمت بالاي ديوارهاي داخلي كاخ پس از گذشت ۱۸۰۰ سال كماكان سالم و در معرض ديد قرار دارد.

در ضلع شمالي كاخ چهار ساختمان گنبدي شكل عظيم شامل دو تالار و دو ايوان وجود دارد كه قسمتي از سقف گنبد تالارها در دايره اي به قطر حدود ۲ متر باز است. روبروي ايوان شمالي كاخ نيز چشمه اي زلال از دل خاك ميجوشد و استخري طبيعي (بركه) در جلوي كاخ درست شده است و مازاد آب آن توسط نهري به سمت مزارع واقع در شرق و جنوب كاخ روان است.

عده اي معتقدند اين بنا کاخ نبوده و کاربري آن را آتشکده ميدانند، زيرا معتقدند که هر بناي مهمي که در کنار آب ساخته مي شده محلي براي پرستش آناهيتا بوده است، اما طبق سنديات به دست آمده احتمال کاخ بودن بنا بيشتر است.

در سه كيلومتري شمال فيروز آباد، در سمت مقابل رودخانه نقش برجسته اي به نام نقش پيروزي كه در آن اردشير بابكان در حال گرفتن نشان پادشاهي نمايانگر است، ديده ميشود. در فاصله كمي از اين نقش برجسته، بقاي دو پايه از پلي قديمي مربوط به همان زمان نيز مشاهده ميشود.

همچنين در شش كيلومتري شمال اين شهر و بر فراز صخره اي بلند بقاياي قلعه اي سترگ به نام قلعه دختر ديده ميشود. تمام قلعه از سنگ هاي درشت ساخته و سنگهاي نما تراشيده شده اند ولي سنگهاي پي ها و داخل ديوارها از قلوه سنگ هاي درشت رودخانه اي تشكيل شده اند. عظمت بناي اين قلعه مبهوت كننده است و ديوارهاي بلند آن با همه شكستگي و ريخته شدن، هنوز هم شكوهي خيره كننده دارند.

بقاياي شهر گور در شمال غربي شهر فيروزآباد فعلي در مقطعي دايره شكل به قطر حدود ۲۰۰۰ متر واقع شده است. در حال حاضر شهر گور به طور كامل ويران شده و تنها قلوه سنگهايي كه روزگاري تشكيل دهنده بناهاي اين شهر بوده است در محوطه آن پراكنده است. در ميان اين شهر بنايي منار شكل با مقطع چهار گوش به نام منار يا ميل شهر گور به ارتفاع تقريبي ۲۲ متر ديده ميشود. مادام ديولافوا، باستان شناس فرانسوي كه حدود يكصد سال قبل از اين مكان ديدن كرده است ارتفاع اين بنا را حدود ۲۶ متر اندازه گيري كرده است كه در صورت صحت آن بدين معني است كه در طول ۱۰۰ سال گذشته حدود ۴ متر از ارتفاع اين بنا ريزش كرده و در صورت عدم بازسازي و يا تور بندي آن احتمالا مابقي آن نيز فرو خواهد ريخت. در خصوص علت ساخت اين منار نيز نظريه هاي مختلفي از جمله به عنوان سمبل قدرت پادشاه، مركزي جهت دايره در آوردن و ساختن شهر، محل ارتباط با قلعه دختر جهت اطلاع از حملات دشمن و همچنين محل نيايش عنوان شده است.

تصوير ماهواره اي موقعيت مكاني آثار تاريخي شهر فيروز آباد

تصوير ماهواره اي موقعيت مكاني آثار تاريخي شهر فيروز آباد

 

 عكس هوايي از كاخ اردشير ساساني

عكس هوايي از كاخ اردشير ساساني (عكس از وبلاگ زرتشت و ايران باستان)

 

 نماي شمالي كاخ اردشير ساساني و بركه مقابل آن

نماي شمالي كاخ اردشير ساساني و بركه مقابل آن

 

 نماي ضلع غربي كاخ اردشير ساساني

نماي ضلع غربي كاخ اردشير ساساني

 

 گچ بري هاي فضاي داخلي كاخ اردشير ساساني

گچ بري هاي فضاي داخلي كاخ اردشير ساساني

 

 گچ بري هاي فضاي داخلي كاخ اردشير ساساني

گچ بري هاي فضاي داخلي كاخ اردشير ساساني

 

 فضاي باز واقع در راس گنبد كاخ اردشير ساساني

فضاي باز واقع در راس گنبد كاخ اردشير ساساني

 

 نماي كاخ اردشير ساساني از داخل حياط جنوبي

نماي كاخ اردشير ساساني از داخل حياط جنوبي

 

 تزئينات سنگي ديوارهاي حياط جنوبي

تزئينات سنگي ديوارهاي حياط جنوبي

 

نماي ايوان شمالي از كنار بركه 

نماي ايوان شمالي از كنار بركه

 

 سقف ايوان شمالي

سقف ايوان شمالي

 

 ايوان غربي

ايوان غربي

 

ميل شهر گور

ميل شهر گور

 

 نقش پيروزي

نقش پيروزي

 

 قلعه دختر فيروز آباد

قلعه دختر فيروز آباد

 

 قلعه دختر فيروز آباد

قلعه دختر فيروز آباد (عكس از وبلاگ زرتشت و ايران باستان)

جنگ آرت میزیوم

جنگ آرت میزیوم


نبردهای آرت میزیوم و فرار نیروی دریایی یونان به سالامیس:


پس از شکست آتنیها در نبرد ترموپیل، یونانیها در آرت میزیوم ماندند و نبرد دریایی آغاز شد. کشتیهای ایرانی چون تعداد کم کشتیهای یونانی را دیدند، آنها را دور زدند و تعدادی از آنها پشت کشتیهای یونانی قرار گرفتند. بدین ترتیب نیروی دریایی یونان محاصره شد. خشایارشا کشتیهای ایرانی را به صورت نیم دایره در آورد و دستور حمله به ناوگان یونان را صادر کرد. در نتیجه جنگ سختی درگرفت. آنها تلفات زیادی به کشتیهای ایرانی وارد کردند ولی در نهایت یونانیها شکست خوردند. سپس یونانیها مجلس مشورتی ترتیب دادند و تمیستوکل (طراح اصلی جنگهای یونان) پیشنهاد کرد که یونانیها عقب نشینی کنند و به سالامیس بروند.


یک نفر خبرچین به ایرانیها اطلاع داد که یونانیها از آرت میزیوم فرار کرده اند. پس از این پیروزی، ایرانیها تعداد زیادی از شهرهای یونان را تصرف کردند، از جمله شهر فوسید. چون اهالی تسالی از شهروندان فوسید، کینه قبلی داشتند به آنها پیشنهاد کردند برای جلوگیری از تصرف شهرشان بدست نیروهای پارسی، مقداری باج به آنها بپردازد. ولی اهالی فوسید در جواب گفتند که هیچگاه به یونان خیانت نخواهند کرد و هیچ پولی به آنها ندادند. در نتیجه لشکریان ایران هم آنجا را تصرف کردند. نیروی دریایی یونان پس از فرار از آرت میزیوم به سلامین رفت. سپس جارچیها به آتن رفتند و به مردم آنجا گفتند که زن، فرزندان، اموال و بردگان خود را از آتن خارج کنید و در جای امنی پناه بگیرید. در مجلس مشورتی که یونانیها برای جنگ بعدی ترتیب دادند، بعضیها عقیده داشتند که باید به (ایستم) رفت و در (پلوپونس) جلوی نیروی دریایی ایران را گرفت. چون اگر در سالامین شکست بخورند، جزیره محاصره شده و ارتباط آنها با تمام یونان قطع میشود. ولی اگر در ایستم جنگ کنند، در صورت شکست میتوانند به داخل پلوپونس عقب نشینی کنند.


سپس خبر رسید که ارتش ایران وارد آتن شده است. از زمان حرکت خشایارشا از (هلس پونت) تا ورود او به آتن، چها ماه گذشت. وقتی پارسیها وارد آتن شدند، آنجا را خالی از سکنه یافتند. فقط عده ای از آتنیهایی که فقیر بودند به معبد و ارگ آتن پناه بردند. البته آنها هم در حد توانشان از قلعه آتن دفاع کردند ولی چون دیوارها چوبی بود، ایرانیها به تیرهای خود، نخ کتان پیچیدند، انها را آتش زدند و به سوی قلعه پرتاب کردند. در نتیجه دیوارها سوختند و از بین رفتند. سپس چند نفر پارسی از قسمتهایی از دیوارها که دارای موانع طبیعی بود بالا رفتند. آنها توانستند بر آتنیها پیروز شوند و درهای قلعه را باز کنند. پس از تسخیر آتن، خشایارشا پیکی را روانه شوش کرد و به اردوان که نایب السلطنه بود مژده تصرف آتن را داد. پارسیها به تلافی آتش زدن معبد و جنگل شهر سارد که آتنیها انجام داده بودند، معبد و ارگ آتن را آتش زدند. بالاخره آتنیها پس از مشورتهای طولانی تصمیم گرفتند که در سالامیس جلوی نیروی دریایی ایران را بگیرند. چون معبر سالامیس تنگ بود و تعداد کشتیهای ایران هم زیاد بود ولی یونانیها تعداد کمی کشتی جنگی داشتند. از این نظر کشتیهای ایرانی کارشان با یکدیگر تداخل میکرد و مزاحم حرکت یکدیگر میشدند. ولی با این وجود، خیلی از یونانیها چون فکر میکردند ممکن است شکست بخورند، سوار بر کشتیهای خود شدند و از آنجا فرار کردند.

آيين هخامنشي



واژه « مزديسنا » ريشه در نام خداي باستاني ايرانيان « اهورامزدا»دارد كه آن را « دين زرتشت»برگرفته از نام زرتشت، پيامبر و بنيانگذار اين آيين نيز مينامند.فقدان منابع،باعث شده است كه دين پادشاهان هخامنشي تا به امروز همچنان ناشناخته باقي بماند. سرودههاي زرتشت يا همان «اوستا» كه از گذشته مشترك ايرانيان به جاي مانده است ،تنها سند مكتوب موجود در خصوص دين و مذهب هخامنشيان است كه از انديشههاي ---------- پادشاهان هخامنشي و بعدها ساساني تأثيرات عميق و گستردهاي پذيرفته است. از اين رو ميتوان «دين زرتشت» را بالاخص از عصر ساسانيان،ديني حكومتي دانست.همانگونه كه اشاره شد، آيين و مذهب باستاني ايرانيان در عصر هخامنشيان به دليل فقدان منابع مستند تاريخي ،ناشناخته باقي مانده است. در كتيبههاي هخامنشي، تنها عناصر معدود مذهبي ديده ميشود. از جانب يونانيان نيز، تنها منبع قابل اطمينان، هرودت، مورخ آن دوره است. چرا كه آثار ساير مورخين نسبت به عصر هخامنشيان داراي تاخر زماني است . غالب مورخين نيز نتوانستهاند شناخت دقيق و جامعي از زمان و مكان تولد و زندگي زرتشت ارايه دهند. برخي بر اين پندارند كه احتمالاً وي در حدود سال هزار قبل از ميلاد در مناطقي كه ساكنين آن را ايرانيان تشكيل ميدادند،زندگي ميكرده است (?) يعني مناطق شمالي و شمال شرق ايران. بر اين اساس متن اوستا براي شناخت مذهب ايرانيان از اهميت بالايي برخوردار است. در اوستا، زرتشت مخاطب برگزيده اهورامزدا است و به نام افراد جامعه خويش، با خداي خود ( اهورامزدا) سخن ميگويد. متن اوستا، به طور اساسي ، بازتاب مذهب ايرانيان ساكن در مناطق خاوري است . از سويي،ميتوان چنين حدس زد كه مذهب اوليه ايرانيان در عهد باستان شكل خاصي برگرفته از مذهب اقوام هندو اروپايي است. به واقع مذهب اوليه ايرانيان، قرابت بسيار نزديكي با مذهب اقوام همسايه يعني هندوها و يا هندو ـ آرياييها دارد. با اين همه ، مذهب باستاني ايرانيان، به دليل وجود دوگونه نوآوري، از مذهب هندوها متمايز است:نخست تغيير مفهوم ديووس Deiwos ، واژه كهن هند و اروپايي است كه در زبانهاي ديگر به معناي «خدا »است . در نزد ايرانيان ،اين واژه، مفهومي پيش پا افتاده ، به خود گرفته است. واژه دايوا Daivaپارسي باستان، كه در فارسي امروز آن را ديو ( Demon) ميگويند، داراي مفهومي مبتذل و پيش پا افتاده بوده و حتي ميتوان آن را معادل Demon يا اهريمن و شيطان در زبان فرانسه دانست. بيشك چنين قلب معنايي ، نتيجه و بازتاب مفاهيم خداشناسي در نزد ايرانيان است كه در آن ، برخي خدايان بازمانده از گذشته اقوام هند و اروپايي به صورت اهريمن و شيطان معرفي ميكند. ويژگي دوم مذهب ايرانيان درعهد باستان،پديدار گشتن اهورامزدا است كه آن را نه فقط خداي واحد، بلكه خداي والا و برتر ميدانند. اگر چه در نزد هندوها، واژه آسورا Ausra به برخي خدايان بزرگ اطلاق ميشود، ليكن در مذهب هندوها، واژهاي معادل « اهورامزدا»يافت نشده است. هر دو نوآوري را ميتوان در اوستا، كتاب مقدس پيروان مزديسنا يافت.لذا اوستا به عنوان نخستين منبع براي توصيف مذهب هخامنشيان به كار ميرود. امروزه بيشتر محققان متفقالقولند كه متن اوستا در ازمنه? قديم، در منطقه? جغرافيايي شامل افغانستان كنوني سروده شده است لذا بيشتر انديشهها و عادات روزمره ايرانيان ساكن در مناطق خاوري را به خواننده باز ميتاباند. با اين وجود يقين داريم كه مذهب اقوام ايراني در عهد باستان از نوعي وحدت مفهومي بهره ميبرد، اما تفاوتها و وجه تمايزي نيز بين آنها موجود بوده است كه درك و دريافت آنها چندان آسان نيست. مساله مهم - نقشي است كه زرتشت - يونانيان او را Zarathushra مي نامند - ايفا كرده است كه در متون مذهبي ، او را پيامبر دين زرتشت ميدانند. در اين خصوص سؤالاتي مطرح ميشود: آيا ايرانيان در عصر هخامنشيان با تعاليم زرتشت آشنا بودند ؛پاسخ چنين سوالي به اطلاعات ما از شرايط آن دوره و تعاليم پيامبر بستگي دارد.اگر نوآوريهايي كه در مورد آنها صحبت كرديم، حاصل تعاليم زرتشت باشد، پاسخ به سوال فوق مثبت خواهد بود . ليكن تا كنون قرابتي بين اين دو نوآوري و تعاليم زرتشت به اثبات نرسيده است و احتمال بسيار وجود دارد كه اين تغييرات و نوآوريها و تهدي كهنتر از عصر حيات زرتشت صورت گرفته باشند. در مقابل مي توان ابداع شيوه بديعي در خداشناسي را به زرتشت منتسب دانست. در گاتها كه فصلي از متون منتسب به زرتشت در كل اوستا است ،اهورامزدا را به گونهاي توصيف ميكند كه موجوداتي نيز پيرامون وي را گرفتهاند كه آنها را امشه اسپندان emasa spanta مينامند و ميتوان آنها را «مقدسين جاودان» ناميد.(?) اهورا مزدا خداي والايي است كه به جهان شكل داده و نظم را در زمان و مكان برقرار ساخته است نه اين كه جهان را آفريده باشد . اهورامزدا ،خداي خدايان،آسمان را و زمين را برپا كرد. واژه دانا ( Sage) ، بيانگر قدرت ذهني، نظم و هماهنگي و قانون بخشي اهورامزدا است . در توصيف اهورامزدا ، بيشتر از فعل، «بودن» استفاده شده است چرا كه خدايان در مزديسنا «آناني هستند كه وجود دارند» در حالي كه انسان « كسي است كه بايد بميرد» انسان، همانند زمين و آسمان آفريده اهورامزدا است يعني موجودي كه با فعل ذهني و الهي شكل شكل يافته و به وسيله او در جايگاه قانوني خويش جاي گرفتهاند : اين فصل ذهني و الهي،مذهب و آيينهاي آن است. اگر اهورامزدا خدايي برتر در مزديسنا و مسئول هماهنگي و منظم در بين كاينات است،وي به تنهايي چنين كاري را انجام نميدهد. ساير خدايان نيز او را در اين امر ياري ميدهند و يا با او به مقابله برميخيزند . ياران بسيار نزديك وي شكلي خداگونه دارند كه به صورت بسيار تجريدي توصيف شدهاند. آنها را به جاي آنكه شخصيتهايي مستقل بدانيم ميتوان بيشتر تجسم آييني از مذهب دانست:«نظام طبيعت»،« منش و انديشه نيك » ،«فرمانروايي و قدرت الهي» ، « فروتني و بردباري»، «تندرستي » و «جاوداني» نقش آنها پيچيده است و به نظر ميرسد كه انسان را در انديشيدن به خدايان و تسليم در برابر مناسك و تعاليم مذهبي ، اخلاقي و ---------- كه اهورامزدا براي او لازم ميداند،ياري ميرسانند. ساير خدايان ،واقعيتي ملموستر دارند چرا كه اساطير به آنها جان بخشيده و تصاوير موجود هر چند كم، آنها را به ما نشان ميدهند. ميترا، كه حركت خورشيد در آسمان بر عهده? اوست، الهه عدالت و الهه جنگ و آورد چرا كه براي حكمراني حق، بايد با باطل به نبرد پرداخت ، وي از اهورا مزدا به انسان ها نزديك تر است بسياري از اسامي ايران قديم نظير مهرداد (mithridate) ( كه ميترا آن را برقرار ساخت) از ميترا Mitra برگرفته شدهاند. آناهيتا، پاك و منزه الهه آب و پاکي، تقوي مشروعيت و باني اصلي خاندان سلطنتي. در مزديسنا خدايان ديگري نيز وجود دارد كه ستايش آنها ممنوع بوده و اين كه «ديوان »نيز خوانده ميشدند عبارتند از :دروغ ،خشم كه سردمدار آنان دروغگو يا بدانديش بوده و وجود داشتن، ويژگي آنها به شمار نميرفت بلكه مرگ ، نابودي، قدرت شرآفريني كه خود قرباني آن بودند،از خصوصيات اين الهه ها بود. در مزديسنا،زمان بسته و محدود بود زمان با زمان نظم بخشنده اهورامزدا آغاز ميشود و به فرمان او نيز پايان مييابد.در اين فضاي بسته، همواره نيروي ميان نيروهاي هستي و خير يعني اهورامزدا و نيروهاي مرگ و شر يعني اهريمن در جريان است. انسان ها نيز همواره در اين نبرد گرفتار ميآيند. چنان چه آنان به فرمان اهورامزدا و باكردار نيك،گفتار نيك و پندار نيك عمل و رفتار نمايند ،نه تنها به تنهايي به فردوس (بهشت ) راه مييابند بلكه به پيروزي نهايي نيروهاي خير و بنا نهادن بهشت ابديي ياري ميرسانند. در مذهب مزديسنا در عصر هخامنشيان ، آداب و شعاير مذهبي ومفهوم بهشت اهميتي سياسي،خداشناسانه مي يابد. در بسياري از نقش برجستهها،انجام مراسم مذهبي را شاهد هستيم. پادشاه در روبروي آتشداني ايستاده است و بر فراز وي تصوير اهورامزدا را ميبينيم. پادشاه نيز به تنهايي شعاير را انجام نمي داد. چرا كه كاهنان و روحانيان مزديسنا تنها كساني بودند كه از مهارت و توانايي انجام آن برخوردار بودند. در تمامي متون مذهبي مزديسنا، همواره از اهورامزدا و الهههاي وي ( امشه اسپندان)سخن به ميان آمده است. از اين رو، نبود هيچ نشانهاي از آنها دركتيبههاي هخامنشي بسيار تعجب برانگيز است. البته اين احتمال وجود دارد كه انديشههاي زرتشت در مناطق غربي ايران در عهد پادشاهان هخامنشي چندان شناخته شده نبودهاند. در كتيبههاي پارسي كهن، تنها از يك خدا سخن گفته ميشود : اهورامزدا و در برخي ديگر كه تاريخ نگارش آنها بسيار موخر است،به شكلي صوري از ميترا و آناهيتا مطلبي گفته شده است. بنابراين نميتوان چنين نتيجه گرفت كه ايرانيان فقط يك خدا را ميشناختند زيرا در كتيبههاي هخامنشي اين جمله به كرات تكرار شده است: « و ساير خداياني كه وجود دارند» اگر نامي از خدايان ديگر در اين كتيبهها به ميان نيامده است،تنها به اين دليل بوده است كه آنها نقشي در كتيبه ايفا نميكردند . چرا كه بسياري از كتبيههاي هخامنشي را ميتوان به نوعي متون ---------- دانست نه متون مذهبي . در كتيبهها، همواره اهورامزدا به عنوان شارع و نگهبان مشروعيت پادشاهي به تصوير كشيده شده است و پادشاه قدرت خويش را مديون اوست. «به لطف اهورامزدا» كه در غالب كتيبهها با آن رو به رو هستيم، حضور همه مكاني وهمه زماني اهورامزدا در قلمرو سلطنتي جملهاي است پادشاهي و يكي از نوآوريهاي ايرانيان ساكن در مناطق غربي و يا شايد به شكل دقيق براي ايرانيان هخامنشي بوده است . در كتيبههاي هخامنشي نيز همانند اوستا، فلسفه خداشناسي مبتني بر ثنويت است . اهورامزدا، تجسم و نگهبان حقيقت است كه در تضاد با اهريمن يا خداي دروغ است . اما ثنويت هخامنشيان به نوعي رنگ و بوي ---------- دارد. دروغ صرفاً رد حقيقت نيست بلكه سركشي در برابر اقتدار پادشاه منزه به شمار ميرود. ياغي سياسي، دروغگو است و مجازاتي كه در انتظار اوست، ريشه در مقدرات الهي و پادشاهي دارد. هرودت نيز در كتاب خدا ،چيز زيادي به ما نمي آموزد . ليكن توجه وي به فقدان معابد مذهبي در نزد هخامنشيان امري صحيح است . در بسياري از حفاريهاي باستانشناسي، هيچگونه بنايي مختص اجراي مراسم مذهبي، بدان گونه كه نزد بابليان و يونانيان وجود داشتند يافت نشده است.انديشههاي مذهبي ايرانيان، با سقوط هخامنشيان نيز باقي ماند ولي در عصر سلوكيان ،به طور موقت تابع گرايشات يونان پرستي آن دوره گرديد. با ظهور اشكانيان و وارد ساختن اوستا در مناطق غربي ايرانيان بار ديگر مذهب ايرانيان به سر منشا اصلي آن وصل ميشود. .

مقبره (ارامگاه) پدر ايرانيان كوروش بزرگ روحش شاد باد

مقبره (ارامگاه) پدر ايرانيان كوروش بزرگ روحش شاد باد



 



 

ای قهرمان خسته تن و خسته جان من !

دانم تو کیستی

دانم تو چیستی

یک عمر در سراچه دلتنگ زندـ

مردانه زیستی

در پیش خلق، خنده به لب داشتی ولی ـ

پنهان گریستی .

در چشم من مسیح بزرگ زمانه ای

ای مرد پاکزاد

بر جان پاک تو ـ

از من درود باد ـ

از من درود باد

(سخن پند اموز كوروش بزرگ)

من در دوران زندگی از سنت کشورمان بهره بردم و مقید

به حرمت نهادن به برادران و بزرگتران بودم . چه در راه

رفتن و چه در سخن گفتن . حتی هنگام نشستن

بزرگان و ریش سپیدان را مقدم از نشستن خود می دانستم .

آریو برزن که بود وچه کرد؟




یکی از سرداران بزرگ تاریخ ایران در زمان هخامنشیان آریوبرزن بود که در زمان حمله اسکندر مقدونی به ایران از سرزمین خود با شجاعت دفاع کرد و در این راه کشته شد .عده ای او را از اجداد کرد ها يا لر ها می دانند.اسکندر مقدونی پس از پیروزی در سومین جنگ خود با ایرانیان که به جنگ آربل Arbel یا گوگامل Gqugamele مشهور است در سال ۳۳۱ پیش از میلاد مسیح ،بابل و شوش و استخر (در استان فارس کنونی) را از آن خود ساخت و تصمیم به دست یافتن به پارسه گرفت و به سوی پایتخت ایران حرکت کرد . اسکندر سپاه خود را به دو بخش تقسیم کرد . یکی از بخش ها به فرماندهی شخصی به نام پارمن یونوس از راه جلگه رامهرمز و بهبهان به سوی پارسه حرکت کرد و خود اسکندر نیز با سپاه سبک اسلحه از راه کوهستان (کو ه های کهگیلویه) روانه پایتخت ایران شد و در تنگه های در بند پارس (برخی آن را تک آب و گروهی آن را تنگ آری می دانند) با مقاومت ایرانیان روبرو شد.درجنگ در بند پارس آخرین پاسداران ایران با شماری اندک به فرماندهی آریوبرزن در برابر سپاهیان پرشمار اسکندر مقدونی دلاورانه از میهن خویش دفاع کردند و بی پروا با سپاهیان اسکندر به مقابله پرداختند و بسیاری از آنان را به خاک نشاندند و سر انجام توانستند سپاه اسکندر را به عقب نشینی وادارند . با وجود آریوبرزن و پاسدارانی که جانانه از میهن خویش دفاع می نمودند گذر سپاهیان اسکندر از این تنگه های کوهستانی غیر ممکن بود . پس اسکندر به نقشه ی جنگی ایرانیان در جنگ ترموپیل Thermopyle روی آورد و با کمک یک اسیر ایرانی آریوبرزن را دور زد و از بیراهه ها و تنگه های سخت کوهستانی خود را به پشت سربازان پارس رسانید و آنان را به محاصره گرفت. ( پس از اتمام جنگ نیز عمر آن اسیر چندان دوامی نیاورد و به دستور اسکندر به دلیل خیانت کشته شد.)آریو برزن با ۴۰ سواره و ۵ هزار سرباز پیاده و وارد کردن تلفات سنگین به دشمن ، خط محاصره اسکندر را شکست و برای یاری به پایتخت به سوی پارسه شتافت ولی سپاهیانی که اسکندر دستور داده بود از راه جلگه به طرف پارسه بروند ،پیش از رسیدن او به شهر دست یافته بودند . آریو برزن با وجود دست تصرف پایتخت به دست سربازان اسکندر و در حالی که سپاهیان دشمن سخت در حالی تعقیب او بودند حاضر به تسلیم نشد و آنقدر در پیکار با دشمن پافشاری کرد که همه ی یارانش از پای افتادند و جنگ وقتی به پایان رسید که آخرین سرباز پارسی زير فرمان آریوبرزن به خاک افتاده بود.در کتاب اتیلا نوشتهٔ لویزدول آمده که در آخرین نبرد اسکندر که از شجاعت آریوبرزن خوشش آمده بود به او پیشنهاد داده بودکه تسلیم شود تا مجبور به کشتن او نشود ولی آریوبرزن گفته بود:"شاهنشاه ایران مرا به اینجا فرستاده تا از این مکان دفاع کنم و من تا جان در بدن دارم از این مکان دفاع خواهم کرد." اسکندر نیز در جواب او گفته بود:"شاه تو فرار کرده .تو نیز تسلیم شو تا به پاس شجاعتت تو را فرمانروای ایران کنم."ولی آریو برزن در پاسخ گفته بود :"پس حالا که شاهنشاه رفته من نیز در این مکان می مانم و آنقدر مبارزه میکنم تا بمیرم" و اسکندر که پایداری او را دیده بود دستور داد تا او را از راه دور و با نیزه و تیر بزنند. آنها آنقدر با تیر و نیزه او را زدند که یک نقطهٔ سالم در بدن او باقی نماند.پس از مرگ او را درهمان محل به خاک سپردند و روی قبر او نوشتند "به یاد لئونیداس”*.در این جنگ یوتاب (به معنی درخشنده و بی مانند) خواهر آریو برزن که فرماندهی بخشی از سپاه را بر عهده گرفته بود ،در کوه ها راه را بر سپاه اسکندر بست .یوتاب و برادرش آنچنان جنگیدند تا هر دو کشته شدند و نامی درخشان از خود بر جای گذاشتند . لئونیداس کسی بود که در زمان حمله خشایارشا به یونان در جنگ ترموپیل مانند آریو برزن پایداری کرده بود و سرنوشتی همانند آریو برزن داشت اما بر خلاف آریو برزن که جز چند سطر ترجمه از منابع دیگران اثری در دست نیست ، یونانیان در محل بر زمین افتادن لئونیداس، یک پارک و بنای یاد بود ساخته و مجسمه او را برپا داشته اند و واپسین سخنانش را بر سنگ حک کرده اند تا از او سپاسگزاری شده باشد.




گوردخمه فخریگا



موقعیت مکانی گوردخمه فخریگا  

موقعیت مکانی گوردخمه فخریگا

 

  تابلوی راهنمای گوردخمه فخریگا

 تابلوی راهنمای گوردخمه فخریگا

 

 گوردخمه فخریگا

گوردخمه فخریگا

 

 گوردخمه فخریگا

گوردخمه فخریگا

 

 گوردخمه فخریگا  

 گوردخمه فخریگا

 

گوردخمه فخریگا   

گوردخمه فخریگا

 

گوردخمه فخریگا  

گوردخمه فخریگا

 

گوردخمه فخریگا

گوردخمه فخریگا  

 

 گوردخمه فخریگا عکس از آقای لقمان محمدی اقدم

گوردخمه فخریگا عکس از آقای لقمان محمدی اقدم

 

گوردخمه فخریگا عکس از آقای لقمان محمدی اقدم

گوردخمه فخریگا عکس از آقای لقمان محمدی اقدم

 

پلان گوردخمه فخریگا

پلان گوردخمه فخریگا

قلعه دختر

قلعه دختر در شش کیلومتری جاده فیروزآباد به شیراز در دامنه کوهی مشرف به جاده قرار دارد که پس از طی مسافتی حدود 300 متر از ارتفاع کوه می توان به آن دسترسی یافت.فلعه دختر از بناهای ماندگار دشت تاریخی فیروزآباد بوده که از دوران ساسانیان به یادگار مانده است. بزرگی بنای این قلعه مبهوت کننده است و دیوارهای بلند آن با همه شکستگی و ریخته شدن هنوز هم شکوهی خیره کننده دارند.قلعه دختر، نشان ظهور امپراطوری ساسانی و افول دولت اشکانی است این قلعه از سه جهت شمال، غرب، جنوب با صخره کوهستانی با ارتفاع غیر قابل نفوذ محصور است و بر هر صخره با روی بلند و برج های دیده بانی ساخته شده در سمت شرق با فاصله بیش از یک کیلومتر از قلعه دیوار سنگی محکمی کشیده شد تا مانع ورود افراد شود.تمام این عظمتی که تاریخ پر تمدن این سرزمین را به رخ می کشد امروز در شرایط نه چندان مناسبی قرار دارد که به همین خاطر می توان اقداماتی را برای مرمت این بنای عظیم در اطراف آن مشاهده کرد اما این عملیات مرمت باید هرچه سریعتر صورت گیرد تا بنا از این وضعیت بیشتر رو به زوال نرود.اما آنچه در مورد قلعه دختر بیشتر مورد توجه است عدم ایجاد راهی مناسب برای دسترسی به این قلعه بوده به طوریکه تنها راهی که این امکان را برای بازدید از بنای مذکور فراهم می کند طی کردن مسافت 300 متری ارتفاع کوه است که تا حدی برای گردشگران این راه مناسب سازی شده است.در این منطقه البته تله کابین نیز وجود دارد اما فقط برای انتقال مصالح مرمت بنا مورد استفاده قرار می گیرد و گردشگران اجازه استفاده از آن را ندارد. باید در نظر داشت اکثر گردشگران خرجی و شمار زیادی از بازدید کنندکان ایرانی توان طی این مسافت را ندارند و استفاده از این تله کابین شرایط را برای رشد گردشگری این بنا آماده می کند.یکی از اقدامات مناسبی که در این محدوده صورت گرفته ایجاد کیوسکهای گردشگری است اما از راهنمایان گردشگری که باید در آن حضور داشته باشند و این اثر تاریخی را تشریح کنند در طول حضور خبرنگار مهر در این بنا خبری نبود و باید در نظر داشت که این امر چندان بر پایه توجه به توسعه گردشگری استوار نیست.مجموع شرایطی که برای قلعه دختر طی این مدت رقم خورده این بخش عظیم از تاریخ فیروزآباد را از منظر گردشگران پنهان ساخته به گونه ای که به نظر می رسد امروز این بنای عظیم به جای اینکه بر سر کوهی از عزت تمدن پارسی باشد بر بلندای تنهایی ناشی از فراموشی واقع شده است

 

فيروزآباد


فیروزآباد

شهرستان فیروزآباد از شهرستان­های جنوب غربی استان فارس است که از جنوب به شهرستان قیر و کارزین، از غرب به شهرستان فراشبند، از شمال به شهرستان شیراز و از شرق به شهرستان جهرم محدود می­باشد.

این شهرستان با مرکزیت شهر فیروزآباد دارای 3579 کیلومتر مربع وسعت و فاصله آن تا شیراز 120 کیلومتر است.

میانگین ارتفاع آن از سطح دریا 1330 متر است.

این شهرستان منطقه­ای عشایرنشین می­باشد که این امر از جلوه­های خاص اجتماعی بوده و در کنار آن صنایع­دستی عشایری از قبیل:

گبه، گلیم، فرش، جاجیم و لباس­های رنگین عشایری از جلوه­های هتری منطقه است. از طرفی دیگر در بخش میمند در 30 کیلومتری شرق فیروزآباد وجود باغها و گلزارهای وسیع با انواع گلهای سرخ محمدی و...

در اواخر فروردین ماه رنگین­کمانی بر دشت می­کشد که عطر گلاب و عرقیات آن به مشام تمام ایرانیان وگردشگران خارجی می­رسد. شهرستان فیروزآباد دارای یک واحد اقامتی جهت پذیرایی میهمانان و گردشگران است.

جاذبه های گردشگری شهرستان فيروزآباد

جاذبه های مذهبی

جاذبه هاي تاريخي


جاذبه هاي مذهبي

امامزاده اسماعیل (ع)

بقعه متبرکه امامزاده اسماعیل (ع) در شهر میمند از توابع فیروزآباد قرار دارد. وی از نوادگان امام جعفر صادق (ع) است. بر دیوار داخلی بقعه گچبری وجود دارد که اسامی 14 معصوم بر روی آن نگاشته شده و تاریخ 1210ه.ق در پایان آن آمده است.


جاذبه هاي تاريخي

 قلعه دختر

بر فراز کوه تنگاب، قلعه دختر با 3 طبقه ساختمان ساخته شده که پلگانهایی ارتباط فضاهای داخلی آن را میسر می­سازد. این قلعه با استفاده از مصالح گچ و سنگ ساخته شده و دارای کاربرد نظامی و دفاعی است.

 

 

کاخ اردشیر ساسانی

کاخ اردشیر در کنار چشمه آبی بنام (قمپ آتشکده) بنا شده و به آتشکده نیز معروف می­باشد. این مجموعه به طول 104 متر و عرض 55 متر از سنگ، آهک، گچ و ساروج ساخته شده است.

نقش برجسته تاجگذاری اردشیر بابکان

بر فراز رودخانه تنگاب نقش تاجگذاری اردشیر بنیانگذار سلسله ساسانیان نقر شده است. در این نقش برجسته صخره­ای، اردشیر در حالی به تصویر کشیده شده که نشان و حلقه شاهی را از اهورامزاد دریافت می­کند.

زیردستانش یک مجمر آتشدان و در پشت سر اردشیر، شاپور و دیگر درباریان ایستاده­اند.

شهرگور

پلان این شهر ساسانی، که از قدیمی­ترین شهرهای فارس می­باشد. مدور و دارای چهار دروازه است.

قطر دایره شهر در حدود 2 کیلومتر می­باشد. شهر دارای خیابانهای شطرنجی در زمان خود بوده و از آثار موجود آن می­توان به مناره شهر و تخت­نشین (چهارطاقی) اشاره نمود.

کاخ سروستان - سروستان - فارس

کاخ سروستان - سروستان - فارس

 

مجموعه کاخ سروستان که قدیمی‌ترین گنبد آجری کشور را در خود جای داده است در زمان بهرام گور ساسانی ساخته شده است. کاخ سروستان در استان فارس و در 9 کیلومتری جنوب شهر سروستان و در مسیر روستای نظرآباد در دشتی وسیع جای گرفته است. این کاخ از جنس  سنگ و گچ  است.

این بنا که از باشکوه‌ترین کاخ‌های ساسانی است در آن زمان مقدس بوده است. قسمت اصلی بنا در ضلع شرقی بوده که شامل یک ایوان بزرگ و دو ایوان کوچک تر است . ایوان اصلی به تالار مرکزی و سپس به حیاط مرتبط می شود . در دو طرف آن دو تالار بزرگ با سقف گنبدی مرتفع قرار دارد . در دو تالار گنبد دار در حاشیه زیر سقف بقایای گچبری دیده می شود . این کاخ نسبت به دیگر بناهای این دوره از فن معماری و پلان‌های پیچیده و کامل‌تری برخوردار است.

آخرین بررسی‌های باستان‌شناسی در مجموعه کاخ سروستان نشان داد؛ این مجموعه ساسانی در دوره اوج شکوه خود حدود 30 هکتار وسعت داشته است.      

 

جاذبه های گردشگری بخش سروستان عبارتند از :

1- کاخ سروستان        2- بقعه شیخ یوسف سروستانی

3- قلعه گبری           4- قلعه برزو 

 

23 تصویر 360 درجه از شیراز

شهر زیبای شیراز در تصاویر 360 درجه. چندی پیش مجموعه ای از تصاویر 360 درجه از نقاط مختلف دنیا را برای شما قرار داده بودیم، اما این بار شاهد 23 تصویر 360 درجه از نقاط مختلف شهر شیراز خواهید بود. شیراز یکی از قدیمی ترین شهرها و چهارمین شهر بزرگ کشور است. آرامگاه دو شاعر بزرگ سعدی و حافظ و مساجد بسیار زیبا و دیگر ساختمان های تاریخی از جاذبه های گردشگری آن می باشد.

کاخ عفیف آباد

 23 تصویر 360 درجه از شیراز

فضای داخلی کاخ عفیف آباد

 23 تصویر 360 درجه از شیراز

چایخانه کاخ عفیف آباد

 23 تصویر 360 درجه از شیراز

ارگ کریم خان

 23 تصویر 360 درجه از شیراز

بازار وکیل

 23 تصویر 360 درجه از شیراز

میدان ارم

 23 تصویر 360 درجه از شیراز

میدان گاز

 23 تصویر 360 درجه از شیراز

باغ آرامگاه حافظ

 23 تصویر 360 درجه از شیراز

آرامگاه حافظ

 23 تصویر 360 درجه از شیراز

مدرسه امام عصر”عج” 1

 23 تصویر 360 درجه از شیراز

مدرسه امام عصر”عج” 2

 23 تصویر 360 درجه از شیراز

مدرسه امام عصر”عج” 3

 23 تصویر 360 درجه از شیراز

نارنجستان 1

 23 تصویر 360 درجه از شیراز

نارنجستان 2

 23 تصویر 360 درجه از شیراز

باغ نارنجستان

 23 تصویر 360 درجه از شیراز

مسجد نصیرالملک

 23 تصویر 360 درجه از شیراز

دروازه قرآن

 23 تصویر 360 درجه از شیراز

مقبره سعدی

 23 تصویر 360 درجه از شیراز

حمام وکیل

 23 تصویر 360 درجه از شیراز

مسجد وکیل

 23 تصویر 360 درجه از شیراز

شبستان مسجد وکیل

 23 تصویر 360 درجه از شیراز

خانه زینت الملک

 23 تصویر 360 درجه از شیراز

باغ خانه زینت الملک

 23 تصویر 360 درجه از شیراز

 
 

گالری عکس خانه زینت الملک

ورودی خانه زینت الملوک

حیاط و هشتی ورودی خانه زینت الملوک

تندیس مومی صولت الدوله قشقایی علی سامی و مهدی حمیدی در موزه مشاهیر فارس

چهره های ماندگار شیراز -بابا فغانی


بابا فغانی شیرازی در اوایل نیمه دوم قرن نهم در شیراز به دنیا آمد در جوانی به سیرو سفر پرداخت و بعد در هرات به خدمت جامی رسید و شعر او مورد پسند استاد واقع گشت . بابا فغانی از هرات به آذربایجان و سپس به خراسان رفت . او پیرو استادان شیراز و یاد آور لسان الغیب در عهد خود بود و به حافظ کوچک شهرت داشت .

بابا فغانی از مطرح ترین شاعران مکتب وقوع است و اکثر تذکره نویسان متوجه سبک تازه او در شعر شده اند  او به علت همین سبک تازه خود مورد پسند شاعران خراسان قرار نگرفت و لاجرم سالها در آذربایجان زیست . شعر او را میتوان واسطه شعر حافظ و سبک هندی دانست . فرق عمده شعر بابا فغانی با شعر قدما در سادگی بسیار و سوزناکی و رقعت معانی است به طوری که غالب اشعار او مبتنی بر دردی عمیق و شرح پریشانیهای شاعر است که با کلامی گیرا و حزن انگیز و موثر بیان شده است. شعر بابا فغانی تا حدی به شعر امیر خسرو دهلوی نزدیک است . در قرن نهم هیچ شاعری در سوز و گداز به بابا فغانی نرسیده است . سبک او در شعر در هند توسط عرفی و نظیری و در ایران تا حدی توسط محتشم کاشانی و شقایی تقلید شد .

پس از او شاعران زیادی سبک وی را  پی گرفتند ولی هیچ کدوم به پای بابا فغانی نرسیدن. وحشی بافقی و ضمیری  نیز پیرو سبک بابا فغانی بودند . صائب تبریزی نیز در اشعاری به او علاقه نشان داده است . در مجموع میتوان شعر بابا فغانی را حد واسط حافظ و صائب و کلیم کاشانی به شمار آورد  غزلیات او ساده و سوزناک و موثر بود و تقریبا تمامی شاعران قرن دهم به نوعی پیرو سبک او بودند زبان فصیح و لطیف و روان بابافغانی به طور طبیعی سبک عراقی را به لحاظ رقت معانی و ظرافت به سوی سبک هندی کشاند

بابا فغانی در سال  898 - 925 هجری - در گذشت و در آستان قدس رضوی به خاک سپرده شد

پیش ما خاطر شاد و دل غمناک یکی است              حال آسوده و درد جگر چاک یکی است

برگ عیش دگران روز به روز افزون است            خرمن سوخته ماست که با خاک یکی است

در گلستان جهانم اثر عیش نماند                         همچنان به که گلشن با خس و خاشاک یکی است

ماکه از خویش گذشتیم چه هجران چه وصال         مردن و زیستن مردم بی باک یکی است

آنچنانم که جفای تو ندانم ز وفا                          زهر پیش من دیوانه و تریاک یکی است

صدق ما با تو درست است چو آیینه و آب             عاشقان را دل صاف و نظر پاک یکی است

راحت و رنج فغانی ز خیال من و توست             راست بین باش که نیک و بد افلاک یکی است

نوروز علم برزد و گل در چمن آمد                   خورشید سفر کرده من در وطن آمد

مرغی که زهجران گلی داشت ملالی                  در باغ به نظاره سرو چمن آمد

یعقوب جوان شد ز صبا من شدم آتش               آن بوی دگر بود کزان پیراهن

همراه صبا بوی مسیحا نفسی بود                    زان بوی دل مرده من با سخن آمد