نوروز - باستانی ترين جشن در دنيا



نوروز جشنی است باستانی ، که هزاران سال پيشينه دارد . نوروز نه تنها در فرهنگ و تاريخ ما و ملل و کشور های همسايه و همريشه با ما پر سابقه ترين جشن است ، بل اصلاً در جهان نيز همطرازی ندارد . 
به قرار اسطوره های ويدا و اوستا  ، جشن نوروز در زمان يما ( جمشيد ) سرسلاله شاهان پاراداتا يا پيشداديان بلخ بنياد يافته است . اين اسطوره ها به هزاران سال پيش بر می گردند  و تثبيت وجود شخصيت های اسطوره يی و زمان وقوع رويدادها در آن ها تا کنون ممکن نشده اند  . و اما در روايات قديمی از پنج تا هفت هزار سال و بيشتر از آن تذکر رفته است . 

در يکی از روايات آمده است که چون يما بر اورنگ شاهی نشست ، با ديوان به جنگ پرداخت ، آنان را شکست داد و تابع کرد و به فرمانبرداری و کار مجبورشان کرد . يمای درخشان ديوان را بفرمود تا کان ها بکنند و جواهرات برون بياورند و به قعر دريا ها بروند و گوهر ها برون نمايند و مردمان را راه ثروت بياموزند ، عطر های خوشبو فراهم بکنند و جامه های رنگين ببافند . 

به شکرانه وفور نعمت و آسايش و رفاه بود ، که يمای بزرگ و درخشان جشنی برپا ساخت . در همين جشن آفريدگار يما را از زمستان سخت با سرمای نابودی آور ، که در پيش بود ، آگاه گردانيد‌. به يما هوشدار ميشود که سرما از قله بلند کوه ها تا قلب دره ها و دريا ها را فرا خواهد گرفت و همه جا از برف پوشيده خواهد بود و تنها يک سوم از جانوران ، که در بيابان ها و دره ها و کوه ها بسر ميبرند ، خواهند توانست بگريزند و بقيه هلاک خواهند شد و يما را بفرمود تا برای حفظ آدميان و جانوران و نباتات پناهگاه بسازد ، تا دوران سرما آن جا باشند و تباه نگردند . پس يما چنان کرد و برای مردمان پناهگاه بساخت و از حيوانات و نباتات هم از هر نوع دسته‌يی را در آن جاگرد آورد . 

اسطوره ها حکايت دارند ، که زمستان براستی پر از سردی و يخبندان طولانی بيامد ، اما بالاخره مژده پايان آن هم رسيد و به شکرانه آن يما جشنی پرشکوه برپا کرد ، که همين جشن نوروز است و تا امروز برغم همه سرد و گرم روزگار و آن همه تيغ و آتش که زادگاهش را باربار دريد و بريد و پاره کرد و بسوخت و خاکستر ساخت و غرقه در خون نمود ، وارثان فرهنگ آريايی آن را فراموش نکردند و ترک ننمودند . 

و اما در اسطوره ها يما خود دچار فرجام سخت ميگردد : چون ديوان را کار گران آمد پيش ابليس برفتند و نزد او بناليدند و چاره بخواستند . ابليس خود را در صورت فرشته بر يما ظاهر ساخت و او را فريب داد و در نتيجه بر او زوال نعمت شد .

اين ضحاک يا اژی دهاکا که به گونه حيوان بزرگ ، زورمند و آدمخوار ، با سه سر و هفت چشم تمثيل شده ، در واقع پادشاه سامی بين النهرين بوده است . چند هزار سال پيش دولت پيشداديان در اثر لشکرکشی پادشاه سامی بين النهرين سقوط کرده و يما تاج و تخت خود را و همراه با او مردم همای بخت خويش را از دست داد . ضحاک بر مردمان ظلم بسيار و طاقت فرسا روا داشت ، تا اين که تريتونا ( فريدون ) برادر زاده يما، قيام نمود و ضحاک را بکوفت و کشور و مردم را از ظلم و برده‌گی نجات داد . 

اگر از فروعات بگذريم ، آنچه باقی ميماند ما را از ورای غبار ابهام هزاران سال به گذشته بسيار دور به جايی ميرساند ، که مردی نيکو صورت و نيکو سيرت ، خردمند و توانا و دادگر ، دولت پيشداديان را در بلخ بنياد ميگذارد و کار نامه درخشان او نامش را در حافظه ملی به صورت يمای درخشان جاودانه ميسازد ، چنان که همه حوادث در هزاران سال ياری نابودی آن را نمی يابد . جشنی هم که يمای دادگر و خردمند و درخشان بنياد مينهد و ما به نام نوروز ميشناسيم ، با غلبه بر همه مصايب گذشته ، تا امروز زنده مانده است .

اين جشن از سوی بنيادگذار آن و هم از سوی شاهان و شاهنشاهان سرزمين ما و هم سوی آنانی که اين فرهنگ را پذيرفتند ، با شکوه و جلال و حشمت زياد برگزار ميشده است . برگزاری جشن های بزرگ در دربار ، ساز و آواز و شادمانی و رقص و پايکوبی ، بخشش ها و صله های در خور برای شاعرانی که اشعار خوب و برازنده پيشکش ميکردند ، همچنان بخشش و صله به کارگزاران دولت و سرداران سپاه که خدمات شايان شان شايسته گراميداشت ميبود ، باريابی مردم و رسيده‌گی به شکايات مردم از سوی شاه ، بخشش معياد باقيمانده حبس زندانيان ، نشانی کردن اسپ ها در داغگاه ها و ده ها رويداد شاد و اميد بخش دگر به نوروز شکوه ميبخشيد .

آنچه که نوروز را جاودانه ساخته ، بيش از همه منطق اجتماعی و طبيعی نوروز ميباشد . با نوروز سال نو خورشيدی آغاز مييآبد و پس از سردی و رکود زمستان ، فصل کار و کوششی شروع ميگردد ، که زنده‌گی و سطح محصول و در نتيجه سطح رفاه در سال آينده ، به آن بسته‌گی دارد . هزاران سال چنين بوده و اکنون نيز چنين است . در فرهنگ و مدنيتی که زراعت و مالداری زيربنای آن ببشمار ميرفته ، رويداد و روز و جشن و اميد و سرور اجتماعی مهم تر از نوروز نميتوانسته وجود داشته باشد . 

از جمله به دليل بالا نوروز در کشور ما به مثابه جشن دهقان نيز برگزار ميگردد . در اين روز دهقانان ، باغبانان و مالداران و در مجموع شاغلين ساحه زراعت و مالداری دستاورد های برازنده خود را تؤام با آماده‌گی ها برای کار و کوشش در سال نو به نمايش گذاشته ، توجه جامعه را در زمينه جلب ميکنند . اين رسم نوروزی نيز ، که بيشتر از تشريفات درباری در تاريخ معاصر کشور برازنده گرديده ، در فرهنگ و مدنيت باستانی کشور ما ، که در آن زراعت و مالداری مقام قابل ستايش و گراميداشت را دارا بود ، ريشه دارد و پاسخگوی نيازمندی های امروزی ما نيز ميباشد . در اين رابطه يکی از شايسته ترين کار ها مراسم نهال شانی ميباشد ، که يکی از عنعنات ارزنده ملی ما بوده و اکنون هم اگر هر فرد با آرزوی پايان جنگ ، استقرار صلح و اتحاد ملی و فراهم سازی زمينه بهروزی مردم و سرسبزی و آبادانی کشور ، کم از کم يک اصله نهال بر زمين بنشاند و دل را از کينه و دشمنی پالوده سازد ، شکی نيست که پس از سالی چند مزارع ، باغ ها و جنگلات ، همچنان دهات و شهر ها باز سبز و خرم خواهد شد و توان آن پديد خواهد آمد ، تا زمين های باير و دشت های ناآباد و حتی تپه ها و بلندی ها و کوه هاسرسبز و خرم ساخته شود . 

فرهنگ باستانی ما ، که زراعت و مالداری و آبادی و سرسبزی را برای رفاه و آسايش آدمی و بقای سلامتی محيط زيست ميخواهد ، طبعاً با بزرگترين مصيبت اجتماعی يعنی جنگ ، که کار و کوشش های سازنده را مانع شده و دستاورد های آن را نابود ميسازد و بدتر از آن آدمی را به دست آدمی نابود ميکند سازگار نميتواند باشد . بر خلاف اگر به ادبيات کلاسيک و هم به ضرب المثل های عاميانه که خرد تجربه قرون را بازتاب ميدهد مراجعه کنيم ، آنجا سخن همه از ستايش کار و کوشش ، خدمت و آبادانی و توصيه گذشت ، برده باری ، مدارا و مروت است و آن جا هم که از قهرمانان و جنگاوران و سپه سالاران ستايش شده برای نبرد شان به خاطر صلح ، آزادی و داد و کوتاه ساختن دست متجاوز و زورگو و ستمکار و هواخواهی از ملت ، مردم ، شرافت ، عدالت و انسانيت و دستگيری از نيازمندان در ميان ميباشد .

در کنار رسوم دارای خصلت اجتماعی ، در نوروز رسومی پسنديده ديگری نيز است ، که بيشتر به کانون خانوده‌گی و استواری و نيکبختی آن ارتباط دارد . از اين جمله است باورهای قديمی در باره برگشت روح نياکان و مرده‌گان برای کومک به وارثان و بازمانده‌گان در آستانه جشن نوروز . چنان که روشن است ، يک سال خورشيدی ۳۶۵ روز و پنج ساعت و چهل و هشت دقيقه و پنجاه ثانيه ميباشد . چون سال را به دوازده ماه تقسيم ميکردند و هر ماه را سی روز قياس مينمودند ، باکسر دقيقه ها و ثانيه ها ، پنج روز ديگر اضافی ميماند . به همين سبب ۳۶۰ روز را گاه زنده ها و ۵ روز آخر سال را از آن مرده‌گان ميدانستند . باور گذشته‌گان بر آن بود ، که در همين پنج روز آخر سال ارواح مرده‌گان به سوی خانه و کاشانه بر ميگردند ، تا به وطن و خانواده خود کومک نمايند و جمعاً ده روز را ميان خانواده خويش بسر برند . به همين سبب کوشش ميشده تا بخصوص در هنگام سال نو و آستانه آن بيشتر و بهتر از هر زمانی کانون خانواده در تفاهم ، همدلی و خوشی کامل باشد ، زيرا باور داشتند که در غير آن ارواح گذشته‌گان ناخشنود شده و خانوداه را پيش از سپری شدن موعد ترک خواهند کرد . 

ورود بهار نيز حاصل همين فرود دسته جمعی ارواح نياکان و گذشته‌گان ، که باور بر مقدس بودن و بهشتی بودن شان بود ، پنداشته ميشد . روشن کردن چراغ قبل از تاريکی هوا در آستانه نوروز و نيز اين که در نوروز بايد در خانه و با خانواده خود بود ، در همين باور ريشه دارد . 

رسم ديگر نوروزی که آنهم در ظاهر بيشتر خانواده‌گی مينمايد ، و با بهروزی اجتماعی نيز پيوند عميق دارد و با تقديس کشت و زرع و سبزی و خرمی و پاکی محيط زيست همريشه ميباشد ، همانا رسم هفت سين است . 

عدد هفت از زمان فرهنگ ويدايی در سرزمين ما عدد نيک و حتی مقدس پنداشته ميشد . به گونه مثال در آيين ميترايی بر هفت اصل تاکيد ميشده است . باور به پروردگار يکتا ، داشتن تنها يک همسر ، مخالفت با برده‌گی و برده‌داری ، اسير افسون ثروت نشدن ، انتخابی بودن زمامداران و رهبران دينی و دولتی ، از شمار همين اصول است . 

به همين سان هفت مرحله سلوک ــ طلب ، عشق ، معرفت ، استغنا ، توحيد ، حيرت و فنا ــ وجود داشته ، که شيخ عطار از آن در منطق الطير به نام هفت وادی سلوک يادکرده است . 

همين است که مولانا جلال الدين بلخی ميفرمايد :

هفت شهر عشق را عطار گشت 

ما هنوز در خم يک کوچه ايم 

به همين ترتيب هفت مرتبت روحانيت و هفت رنگ محترم وجود داشته است . چنان که نظامی ميگويد :

هفت رنگ است زير هفت اورنگ

نيست بالا تر از سيــاهـي رنـــگ 

در آيين زردشتی نيز عدد هفت مقدس بوده است ، چنانچه پيروان اين آيين بايستی راستی و درستی ، پاک منشی ، پندارنيک ، گفتارنيک و کردارنيک ، عشق و محبت و خدمتگذاری به انسان و جامعه را رهنما قرار ميدادند . 

در اديان موسوی و عيسوی و همچنان در دين مقدس اسلام نيز عدد هفت به تکرار آمده است . 

به هر رو در سفره رنگين نوروزی هفت خوردنی که نام آن با حرف سين آغاز گردد ، قرار داده ميشود . مثلاً سير ، سرکه ، سمنک ، سمارق ، سنجد ، سيب ، سبزی ( پالک ) ، سبزه و غيره . چنان به نظر ميرسد ، هفت سين در گذشته های دور هم نزديک به رسم امروزی بوده باشد ، گرچه پسانتر ها سفره نوروزی با شمع ، شاخه های گل ، شاخه برخی درختان بارور ، خوشه غله جات ، حبوبات ، آب ، شير ، عسل و تخم مرغ هم تزيين ميشد . 

هفت ميوه يا ميوه تر کرده نيز از شمار سنن نوروز است . چند روز مانده به نوروز انواع شيرين کشمش ، آبجوش ، شکر پاره و امثالهم را ميشويند و در آب تر ميکنند . يک روز پيش از نوروز خسته باب چون چهارمغز ، بادام ، خسته و پسته را نيز پوست گرفته ، به ميوه های ديگر اضافه ميکنند . يک مشت سنجد هم پا پوست اضافه ميشود . اين ترکيب خوشمزه و در عين زمان بسيار مفيد و صحی ، معمولاً در نوروز بعد از غذای ظهر صرف ميگردد . از شمار غذا های نوروزی رايج ترين آن سبزی چلو و ماهی است . 

داماد ها به خانه نامزد خود خوانچه نوروزی ميبرند . ماهی و جلبی جز اصلی خوانچه را تشکيل ميدهد . ساير خوردنی ها و نيز تحفه ها نظر به سليقه و توان طور دلخواه بر آن اضافه شده ميتواند . بردن گل هم نزد خانواده های شهری و روشنفکر رايج گشته ، که هم با روحيه نوروز همخوانی دارد و هم به هر رو پسنديده و نيکو است .

نزد مردم مسلمان افغانستان رسوم باستانی نوروز صبغه های اسلامی نيز يافته است . از آن جمله ميتوان از افراشتن جهنده بر فراز زيارت ها و اماکن مقدسه در کابل و ولايات ياددهانی نمود . در اين ميان افراشتن جهنده بر مزار شاه ولايتمآب حضرت علی کرم الله وجهه در مزار شريف ، مرکز ولايت بلخ مراسم پر شکوه و پر از جذبه دارد و عقيده بر آن است ، که در اين روز کور ها بينا ميشوند و بيماران شفا ميآبند و نياز حاجتمندان برآورده ميشود . با افراشتن جهنده بر زيارت سخی در کابل ، که آن هم مراسم با شکوه و پر جذبه دارد ، ميله سخی شروع ميگردد ، که بخصوص برای کودکان و نو جوانان و جوانان سرور آور و با نشــــاط است .

به همين سان سال هجرت حضرت پيامبر اسلام ( ص ) بحيث مبدأ سالشماری پذيرفته شده ، گرچه تقويم رايج مبتنی بر سال خورشيدی است و تنها مناسبت های دينی بر اساس سال قمری محاسبه و تعيين ميشود .

با نوروز يک سلسله جشن ها و ميله های بهاری آغاز می يابد ، که در آن عام و خاص امکان شرکت را دارند . از اين شمار ميتوان از ميله گل سرخ در تورغوندی ، ميله ارغوان در اطراف کابل ، ميله گل نسترن در باغ بالا و ميله گل نارنج در جلال آباد نام برد . 

در فصل گل نارنج و تحت نام ميله گل نارنج ، در جلال آباد ساليانه مشاعره بزرگ نيز صورت ميپذيرد‌.

به هر رو نوروز جشن خوشی و اميد ، جشن آغاز بهار و سال نو ، جشن ياددهانی از رسم و رواج ها و سنن پسنديده ملی و روشنترين مظهر فرهنگ باستانی سرزمين ما است . 

نوروز در کشور های همجوار که با ما دارای رشته های متعدد روابط بشری ، تاريخی و فرهنگی اند ، نيز جشن گرفته ميشود . 

نوروز ، بهار و آغاز سال نو همه با اميدها و آروزهای نو ارتباط دارد . بی گمان امروز بزرگترين اميد و حياتی ترين نياز مردم افغانستان پايان جنگ و رسيدن به صلح و آرامش و يافتن زمينه و امکان کار و زنده‌گی فارغ از تهديد و ارعاب است . به اميد نوروزی که افغان ها با تکيه بر فرهنگ ، هويت ملی و منافع ملی مشترک و اراده ملی در فضای صلح ، تفاهم و اتحاد ملی به پيشواز سال نو بروند و هر نوروز نقطه عطف تازه در کار و کوشش برای آبادانی کشور و آسايش ، رفاه و نيکبختی مردم باشد و بدينترتيب افغان ها باز جای شايسته خود را در ميان ملل متمدن جهان احراز نمايند .

***

برج معکوس مکزیک

مهندسان معماری، یک برج معکوس ۶۵ طبقه را در عمق ۳۰۰ متری زیر زمین طراحی کرده اند. ایده طراحی برج معکوس در مرکز شهر مکزیکو پایتخت مکزیک برای مقابله با قوانین ساخت برج هاست. براساس قوانین پایتخت، حداکثر طبقات برج ها می بایست هشت طبقه باشد وتخریب ساختمان های قدیمی نیز ممنوع می باشد.

برج معکوس مکزیک

برج معکوس مکزیک

برج معکوس مکزیکبرج معکوس مکزیک۱۰ طبقه از این برج معکوس برای واحدهای مسکونی، تجاری و موزه و ۳۵ طبقه هم برای واحدهای اداری اختصاص خواهد یافت. مهندس “استیبان سواریز” طراح برج معکوس گفته است که این برج شامل یک مرکز فرهنگی نیز خواهد بود. وی اضافه کرد: سطح این هرم وارونه، از شیشه ساخته خواهد شد تا ورود اشعه خورشید به داخل بخش های مختلف برج معکوس، راحت تر شود.

برج معکوس مکزیک

برج معکوس مکزیک

برج معکوس مکزیک

آشنایی با اعیاد ایرانیان(جشن خرم روز)

خرم روز روز اول از ماه دی است و به مناسبت برخورد نام روز با نام ماه که نام خداوند نیز بود در ایران باستان جشن گرفته می‌شد. روزی بزرگ بود مشحون از آداب و مراسم دینی و غیر دینی. زرتشتیان به ویژه پارسیان این روز را بسیار محترم شمرده و آنرا دی دادار جشن می‌نامند. ابوریحان بیرونی می گوید دی ماه را خُورماه نیز می‌گویند و روز اول ماه را خره‌روز یا خوره‌روز نامند.

دی صفت می‌باشد از مصدر «دا» به معنی دادن و ساخت و آفریدن و به معنای دادار و آفریدگار است و در نامه‌های اوستایی اغلب به جای واژه اهورامزدا به کار رفته است. اگر با نام سی روز ماه توجه کنید، مشاهده می‌نمایید که روزهای هشتم، پانزدهم و بیست و سوم هر ماه به نام دی (روز) نام‌گذاری شده که برای تمیز آن‌ها از یکدیگر، هر یک به نام روز بعدش خوانده شده‌است و اورمزد که آن هم نام خداوند می‌باشد. بدین گونه اورمزد، دی به آذر، دی به مهر و دی به دین بنابراین در ماه دی چهار روز به نام خدا نامیده شده‌است. کسانی چون نیبرگ و کریستن سن بر آنند که این تقسیم و نام‌گذاری دلالت بر آن دارد که در گاه‌شماری و تقویم اوستایی نیز هفته وجود داشته‌است یا به هر حال ماه را به چهار بخش تقسیم می‌کرده‌اند در مواضعی که نام خداوند یا صفت وی تکرار می‌شده اما به این نظر ایرادات و انتقادهای بسیاری شده و مورد قبول نگرفته‌است.

آخرین شب آذر ماه بلندترین شب سال و آخرین روز آذر در سال درست شمسی و کوتاه‌ترین روز سال است. پیروان آیین مهر روز اول دی را روز تولد خورشید می‌دانستند چون از این روز به تدریج خورشید بیشتر در آسمان می‌پاید و شب‌ها کوتاه‌تر و روزها بلندتر می‌شود. ایرانیان سال را در دوره‌ای از ادوار تاریخی خود از آغاز زمستان و ماه دی یا روز خورشید و ماه خداوند آغاز می‌کردند و در واقع نوروزشان بود

9 آذر مصادف با جشن آذرگان

زمان برگزاری جشن آذرگان

در نُهمین روز از آذرماه که نام روز و ماه یکی می‌شود یعنی روز آذر در ماه آذر، جشن « آذرگان » برگزار می شود.

انگیزه برگزاری جشن آذرگان

فرخندگی هم نامی روز و ماه به نام ایزد آذر و بزرگداشت جایگاه آن دراندیشه ایرانیان.

جایگاه آذر در فرهنگ ایران

آذر در اوستا « آتَر/ آتَرش» و در پهلوی « آتُر / آتَخش » و در فارسی امروز « آذر / آتش »است. آذر، ایزد نگاهبان آتش و فروزه اهورامزداست برای همین گاه او را در شمار امشاسپندان آورده اند. در فرهنگ ایران، آتش یکی از پدیده‌های طبیعی ستودنی است چون گرمای زندگی را در کالبد دیگر پدیده‌های هستی جاری می سازد و با نور خود که نشانی از آذر اهورایی است جان و دل یاران اهورامزدا را روشنایی می بخشد پس « سوی پرستش » اهورا مزداست و آتش پرستاران در آتشکده از آن پرستاری می کنند. جشن آذرگان از جشن‌های ویژه آتش در فرهنگ ایران است که در ستایش آذر اهورایی برگزار می شود.

ایزد آذر در متن‌های کهن

در بسیاری از متون کهن از آذر اهورایی یاد شده و جایگاه او ستوده شده است. برای نمونه در « یسنا، هات 62 » از آذر اهورایی با صفاتی چون « برازنده ستایش و نیایش » ، « گشایش بخش » و « پناه بخش » یاد شده است و از او شادکامی، زندگی دراز، آسایش همگانی، کامروایی و روشنایی خواستار شده اند. همچنین در « آتش نیایش » در ستایش آذر اهورایی آمده است: « درود بر تو ای آتش! ای برترین آفریده سزاوار ستایش اهورا مزدا ... به تو ای آتش! ای پرتو اهورامزدا ! خشنودی و ستایش آفریدگار و آفریدگانش برساد ! افروخته باش در این خانه ! پیوسته افروخته باش در این خانه! فروزان باش در این خانه ! تا دیر زمان افزاینده باش در این خانه! به من ارزانی ده ای آتش! ای پرتو اهورامزدا ! آسایش آسان! پناه آسان ! آسایش فراوان! فرزانگی، افزونی، شیوایی زبان و هوشیاری روان و پس از آن خرد بزرگ و نیک و بی زیان و پس از آن دلیری مردانه، استواری، هوشیاری و بیداری، فرزندان برومند و کاردان، کشورداری و انجمن آرا، بالنده، نیک کردار، آزادی بخش و جوانمرد، که خانه مرا و ده مرا و شهر مرا و کشور مرا آباد سازند و انجمن برادری کشورها و همبستگی جهانی را فروغ بخشند... »

آیین‌های جشن آذرگان

در « فرهنگ جهانگیری » ، « برهان قاطع » ، « مروج الذهب مسعودی» و « المدخل فی صناعة احکام النجوم » از « کیا کوشیار ابن لبان شهری جیلی » این جشن را با نام « آذرخش » نوشته اند. ابوریحان بیرونی در « آثارالباقیه » دربارهٔ جشن آذرگان نوشته است: « روز نهم آذر، عیدی است که به مناسبت توافق دو نام " آذرجشن" می گویند و در این روز به افروختن آتش نیازمند است و این روز جشن آتش است و به نام فرشته ای که به همه آتش‌ها موکل است نامیده شده. زرتشت امر کرده در این روز آتشکده‌ها را زیارت کنند و در کارهای جهان مشورت نمایند ».

نیاکانمان آذرگان را روزی خجسته می دانستند و در خانه‌ها و بام‌ها آتش افروخته و آن روز را با شادی و شادمانی و خواندن نیایش‌ها و گستردن سفره آیینی با خوراکی‌های گوناگون در آتشکده‌ها که آذین بندی شده بودند، جشن می گرفتند. به هنگام جشن، بر آتش چوب‌های خوش سوز و خوش بو می نهادند و آنگاه به مناسبت آغاز سرما، از آتش فروزان در آتشگاه، هر کس اخگری به خانه برده و آن آتش تا پایان زمستان در خانه‌ها فروزان بود و نمی گذاشتند خاموش شود و آن را نیک فرجام و فرخنده می دانستند. یکی از نیایش هایی که در آذر روز هرماه و از جمله در آذر روز از آذرماه خوانده می‌شود « آتش نیایش » نام دارد که پنجمین نیایش از پنج نیایش « خرده اوستا » است. مسعود سعد سلمان، شاعر پارسی گوی، در قطعه هایی که برای نام ماه‌های ایرانی سروده، دربارهٔ « آذر ماه » می گوید:

                     ای ماه، رسید ماه آذر / برخیز و بده می چو آذر
                   آذر بفروز و خانه خوش کن / ز آذر صنما به ماه آذر

او همچنین دربارهٔ « روز آذر » گفته است:

                 ای خرامنده سرو تابان ماه / روز آذر می چو آذر خواه
              شادمان کن مرا به می که جهان / شادمان شد به فر دولت شاه

گل ویژه جشن آذرگان

در کتاب پهلوی « بندهش » آنجا که « دربارهٔ چگونگی گیاهان » سخن به میان می آید، از میان گل‌ها « آذریون» گل ویژه آذر معرفی شده و آمده است: « ... این را نیز گوید که هر گلی از آن امشاسپندی است؛ و باشد که گوید:... آذریون آذر را ... ». در متون فارسی گل آذریون را با نام‌های دیگری همچون « آذرگون »، « گل آتشی » یا « گل آتشین » نیز نامیده اند چنان که امیر معزی، صائب و واعظ قزوینی در اشعار خود آن را گلی با رنگ سرخ آتشین تصویر کرده اند و گفته اند که گرچه سرخ است اما گل سرخ نیست و خوش بو هم نیست. اما در برخی دیگر از منابع آن را گلی زرد دانسته اند. پس چنان که پیداست در زمان‌های گوناگون نام « آذرگون » را بر گل‌های مشابه نهاده اند. در همین مورد در لغت نامه دهخدا زیر واژه‌های آذریون و آذرگون آمده است: « گلی باشد زرد که در میان زغب و پرزی با ریشه‌های سیاه دارد و خوش بوی نیست و ایرانیان دیدار آن را نیک دارند و در خانه بپراکنند ( از قاموس ). چنان که در آذرگون گفته شد آذریون معرب آذرگون است و اقوال فرهنگ نویسان مانند شعرا در معنی آن نهایت مختلف و مضطرب است، و آن را خیری و نوعی بابونه و سطردیقون و اقحوان و زبیده و کخله و گاوچشم و همیشه بهار و نوعی از شقایق و گل آفتاب پرست و امثال آن گفته اند. صاحب تحفه گوید: نباتی است میان شجر و گیاه بقدر ذرعی برگش بی زواید و نرم بقدر برگ جرجیر و با اندک زغبیت و گل‌های او بزرگ و پهن و مدور و زرد و رخشنده و در وسط او برگ‌های ریزه ٔسیاه مایل به سرخی و به غایت خوش منظر و همیشه رو به آفتاب دارد و به حرکت او دور می کند... و تشویش اقوال مؤلف اختیارات بر ارباب بصر پوشیده نخواهد بود - انتهی . و از این تعریف روشن می‌شود که آذریون همان گل است که اکنون آفتاب گردان نامند : و آذریون از حسد رخسار آتش رنگ او رخ بزرآب فروشست و به سان غمگینان از اوراق گلناری چهره زعفرانی بنمود. ( تاج المآثر …)از امثله فوق و نیز از مندرجات فرهنگ‌ها و لغت‌های طبی چنین مستفاد می‌شود که آذرگون را قدما به درستی نمی شناخته اند و یا این کلمه در امکنه و ازمنه مختلف معانی مختلف می داده است . از معانیی که برای این کلمه آورده اند همیشه بهار، خجسته، قسمی از شقایق که اطرافش خیلی سرخ و وسطش نقطه سیاه دارد، لاله، شقر، لاله ٔ دختری، آردم، گل آفتاب پرست، گاوچشم، خیری، کحله و زبیده است و گفته اند نوعی از گل است که بعضی به سرخی زند و برخی به زردی ... ». و اما لامعی گرگانی ( از شاعران دوران ملکشاه سلجوقی ) نیز در ابیاتی آذرگون را با گلبرگ هایی زرد با میانه سیاه تصویر کرده است:

            دو چشم خویش برافکن به چشم آذرگون / در این زمان و بر آماق او گمار آماق
            به چشم بر مژهٔ زرد اگر  نکو  نبود /  نکو بود سیه اندر میان چشم احداق

به این ترتیب اگرچه در برخی از فرهنگ‌های گیاه‌شناسی گاه « آذرگون » را به عنوانی صفتی برای گل هایی همچون شقایق، لاله، سیکلامن و همیشه بهار که به سرخی می گرایند، نیز به کار برده اند اما از آنچه در متون کهن فارسی دربارهٔ گل آذرگون یا آذریون برجای مانده چنین می توان نتیجه گرفت که این گلی است گرد و بزرگ با گلبرگ‌های زرد که گاهی نیز به سرخی می زند و با توجه به شواهد موجود به نظر این نگارنده آذرگون یا آذریون مورد اشاره در متون کهن ایرانی گونه ای از آفتابگردان یا همان « Sunflower » با نام علمی ( Helianthus annuus ) است که در اندازه‌های گوناگون و با رنگ‌های زرد یا سرخ یا ترکیبی از زرد و سرخ در طبیعت وجود دارد.

گالری عكس حمام وكیل

گالری عكس حمام وكیل

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روزهای هفته در ایران باستان

روزهای هفته در ایران باستان

ادامه نوشته

هفته فرهنگی لرستان

 
 
جشنواره طالبی
جام جم آنلاین : نخستین جشنواره فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی ورامین با هدف معرفی ظرفیت‌های تاریخی، فرهنگی، گردشگری و کشاورزی با عنوان جشنواره طالبی در ورامین افتتاح شد.
عکاس : امیر نادری
1390/04/14
 

جشن های ایران باستان

روزهای همنام با دوازده ماه و جشن‌های ماهانه

نام‌های دوازده‌گانه ماه‌ها با دوازده نام از اسامی روزها، مشترک هستند. در مثل فروردین نخستین ماه سال و آغاز بهار است در حالی که روز نوزدهم هر ماه نیز فروردین نامیده می‌شود یا اردیبهشت دومین ماه و سومین روز ماه نیز به شمار می‌رفته‌است. بدین شیوه هرگاه نام روز و ماهی موافق می‌افتاد، آن روز را جشن می‌گرفتند و از این رهگذر دوازده جشن در سال که بهتر است آنها را جشن‌های ماهانه بنامیم، پدید می‌آمد. این جشن‌ها در جدول زیر نمایان است:


نام ماه تاریخ روز و نام روز نام جشن
۱ فروردین روز نوزدهم، روز فروردین جشن فروردگان
۲ اردیبهشت روز سوم، روزاردیبهشت‌ جشن اردیبهشتگان
۳ خرداد روز ششم، روز خرداد جشن خردادگان
۴ تیر روز سیزدهم، روز تیر جشن تیرگان
۵ امرداد روز هفتم، روز امرداد جشن امردادگان
۶ شهریور روز چهارم، روز شهریور جشن شهریورگان
۷ مهر روز شانزدهم، روز مهر جشن مهرگان
۸ آبان روز دهم، روز آبان جشن آبانگان
۹ آذر روز نهم، روز آذر جشن آذرگان
۱۰ دی روز یکم، روز هرمزد خرم روز
۱۱ بهمن روز دوم، روز بهمن جشن بهمنگان
۱۲ سپندارمذ روز پنجم، روز سپندارمذ جشن اسفندگان

اینها جشن‌های دوازده‌گانهٔ سال می‌باشد که در روزگار ساسانیان پیش از آن با آداب و تشریفاتی فراوان برگزار می‌شد.[۸]

اردیبهشتگان

اردیبهشتگان یا گلستان‌جشن از جملهٔ جشن‌های آتش است. روز سوم از هر ماه به نام اردیبهشت می‌باشد و سوم ماه اردیبهشت جشن اردیبهشت‌گان برگزار می‌شد.خلف تبریزی آورده که در این روز نیک است به معبد و آتشکده رفتن و از پادشاهان حاجت خود خواستن و به جنگ و کارزار شدن.[۹]

خردادگان

در روز ششم از ماه خرداد به مناسبت برخورد نام ماه و روز مطابق معمول جشنی برگزار می شده موسوم به خردادگان که کوشیار گیلانی آن را عبدالبقر ضبط کرده‌است.[۱۰]

جشن تیرگان

روز سیزدهم تیر ماه که به نام تیر یا تِشتًر از ایزدان مهم ایران باستان نام گذاری شده یکی از مهم ترین جشن های ایرانیان واقع است. این جشن موسوم به تیرگان به گفتهٔ اغلب منابع تاریخی در بزرگداشت واقعهٔ تیراندازی آرش کمانگیر است. ابوریحان بیرونی از دو تیرگان کوچک و بزرگ یاد می‌کند که اولی در روز سیزدهم و دومی در روز چهاردهم واقع بود و دربارهٔ علت آن نوشته‌است، تیرگان کوچک زمان پرتاب تیر و تیرگان بزرگ هنگامی است که خبر آوردند تیر به کجا افتاده‌است. باز در منابع آمده‌است که ایرانیان در این روز به شست‌و‌شوی تن می‌پرداختند. ظاهراً این جشن در ایران و برخی کشورهای همسایه با شکوه بسیار و در دامان طبیعت برگزار می‌شده‌است.[۱۱]

جشن شهریورگان یا آذرجشن

شهریور امشاسپند ایزد نماد شهریاری آرمانی و نیز نگاهبان فلزات است که ششمین ماه سال و چهارمین روز ماه را به نامش نام گذاری کرده‌اند. بدین ترتیب در ایران باستان در روز چهارم شهریور ماه جشن موسوم به شهریورگان برگزار می‌شد. این جشن آذرجشن هم نامیده شده و جزء جشن‌های آتش است. مردم در خانه آتش می‌افروختند و پس از ستایش و نیایش برای صرف خوراکی گرد هم می‌آمدند.[۱۲]

ادامه نوشته

جشنواره موسیقی محلی در کردستان

هدف از  اين جشنواره با هدف حفظ موسيقي اصيل و سنتي ايران به عنوان بخشي از ميراث فرهنگي، اشاعه و ترويج موسيقي ملي و محلي در برابر موسيقي بيگانه، شناساندن موسيقي سنتي و حفظ موسيقي فولکلور براي آيندگان برگزار شده است.
اين جشنواره طي سه شب برگزاري مي شود و در هر شب نيز موسيقي خاص يک منطقه نواخته مي شود.
در شب نخست موسيقي اصيل اورامي اجرا شد در شب هاي دوم و سوم نيز به ترتيب موسيقي ليلاخ و سوراني اجرا مي شود.

منابع:سایت گردشگری کردستان

جشنواره گل نرگس کازرون

شهرستان کازرون یکی از قطب های گردشگری جنوب کشور محسوب می شود . این شهرستان با داشتن سابقه چندین هزار ساله بخش مهمی از میراث ارزشمند تاریخی کشورمان را درخود جای داده است.

کاووس رئیسی فرماندار کازرون در جلسه ستاد برگزاری جشنواره گل نرگس کازرون ضمن اعلام این مطلب اظهار داشتند جاذبه های گردشگری این شهرستان در زمینه های مختلف از یک تنوع بالایی برخوردار بوده و در تمام ایام سال زمینه جلب گردشگر در این منطقه وجود دارد.

وی با اشاره به رویش گل بسیار زیبا وخوشبوی نرگس در فصل زمستان در این شهرستان بیان داشتند در ایامی که در بیشتر نقاط کشور سرما وشرایط نامساعد جوی حاکم است در این بخش از استان پهناور فارس رویش این گل در 150هکتار از زمین های منطقه به صورت طبیعی یک توانمندی محسوب می گردد ونشان می دهد که این شهرستان منطقه ای ویژه برای توسعه گردشگری در شاخه های مختلف آن به خصوص طبیعت گردی است.

وی با بیان اینکه گل نرگس کازرون از نمونه های منحصر به فرد ومعطر این گل در ایران است اظهار داشتند که این گل شهرت جهانی دارد به خصوص  کشورهای حاشیه خلیج همیشگی فارس مشتریان ویژه آن هستند.  آقای رئیسی در ادامه صحبت های خود اظهار داشت سالانه از نقاط مختلف کشور گردشگران بسیار زیادی برای بازدید از نرگس زارهای کازرون به این شهرستان می آیند وما قصد داریم با کمک وهمراهی اداره کل میراث فرهنگی وگردشگری استان فارس وادارات ومردم عزیز این شهرستان در قالب پدیده های تک مکانی وتک زمانی جشنواره ای درخور وشایسته برای این پدیده زیبای طبیعی شهرستان برگزار نماییم.

فرماندار کازرون در ادامه گفتند به یمن توجه دولت خدمتگذار چهار منطقه نمونه گردشگری برای این شهرستان به تصویب رسیده که امکان سرمایه گذاری برای علاقمندان در آن فراهم است و مجموعه ادارات این شهرستان آماده هرنوع همکاری با سرمایه گذاران هستند.

فرماندار کازرون ضمن  گرامیداشت دهه مبارک فجر وتقارن این جشن با آن به هرچه باشکوه وشاد برگزار کردن آن تاکید نمودند واظهار داشتند که این جشن در روز پنجشنبه 21/11/89همزمان با گل دهی نرگس زارها در بخش جره وبالاده در قالب برنامه هایی شاد ومفرح برگزار می گردد.

منبع:سایت گردشگری کازرون

جشواره ادم برفی در مرند تبریز

جشنواره آدم برفي در پيست اسكي پيام (يام) شهرستان مرند آذربايجان شرقي برگزار میشود..

در اين جشنواره كه در ادامه همايش ملي نقش ورزش‌هاي زمستاني در توسعه سفرهاي همگاني برگزار میشود شركت‌كنندگان در دو بخش حرفه‌اي و آماتور به خلق آثار هنري از شخصيت‌هاي تاريخي آذربايجان‌شرقي، آدمك‌هاي برفي، حيوانات، ادوات نظامي و غيره پرداختند.

در پايان جشنواره به‌نفرات اول تا هفتم هر دوبخش حرفه‌اي و آماتور جوايزي اهدا گرديد..

پيست اسكي پيام (يام) كه در پنج ماه از سال برف دارد ، در ‪ ۶۰كيلومتري شمال غرب تبريز قرار دارد و به دليل راه دسترسي آسان به‌آن، هر هفته عده كثيري از علاقه‌مندان ورزش‌هاي زمستاني خصوصا اسكي براي ورزش و تفريح در اين مجموعه گرد هم مي‌آيند.

شركت كنندگان در اين جشنواره معتقد بودند، سازمان ميراث فرهنگي،صنايع دستي و گردشگري اقدام بسيار مناسبي را براي توسعه ورزش هاي زمستاني انجام داده و ترويح تفريحات سالم بايد بيشتر مورد توجه اين سازمان قرار گيرد.

مدير روابط عمومي سازمان ميراث فرهنگي،صنايع دستي و گردشگري استان آذربايجان شرقي نيز در حاشيه اين جشنواره گفت: جشنواره آدم برفي با توجه به استقبال انجام شده سال آينده در دو مقطع زماني برگزار مي‌شود.

منبع:سایت گردشگری

جشنواره آش ایرانی در زنجان

چند سالي است كه به ابتكار زنجاني‌ها جشنواره آش با حضور آشپزهايي از استان‌هاي مختلف كشور در زنجان برگزار مي‌شود و آشپزها ملاقه به دست توانايي خود را در تهيه آش‌ به رخ حريفان مي‌كشند.
جشنواره‌ آش ايراني كه سال‌ به سال بر قدمت آن افزوده مي‌شود و هر سال نيز با حضور ده‌ها آشپز از اقوام مختلف ايراني و از مناطق مختلف برگزار مي‌شود، كم كم خود را به يك جشنواره مهم در استان زنجان و كشور تبديل مي‌كند.
به نظر مي‌رسد با همين روندي كه مسئولان در نظر گرفتند شايد در سال‌هاي آينده ديگر منطقه گاوازنگ زنجاني جايي براي حضور آشپز‌ها نداشته باشد.



وجود چنین نمایشگاهی  باعث توجه به صنايع دستي و گسترش آن موجب ايجاد اشتغال در كشور مي‌شود.

وي اجراي برنامه فرهنگي- تفريحي و ايجاد شادي و نشاط در جامعه، معرفي توانمندي‌هاي استان در زمينه جاذبه‌هاي گردشگري، ايجاد زمينه‌هاي تعامل فرهنگي بين استان‌ها و آشنايي با آيين‌هاي محلي استان‌ها، آشنايي بازديد كنندگان از فرهنگ غذايي استان‌ها و ارتقاي جايگاه غذاهاي محلي در رژيم غذايي و معرفي انواع صنايع دستي استان‌ها را از اهداف برگزاري اين جشنواره برشمرد.


پخت آش به صورت عمومي همراه با مسابقه، پخت آش و غذاهاي محلي و مسابقه، برپايي نمايشگاه جاذبه‌هاي گردشگري استان به شمار میرود.

آیین گل غلتادن نوزادان

 آئین گل غلتادن نوزادان

 

یکی از رسوم سنتی به جای مانده از گذشته در مناطق مختلف شهرستان دامغان آئین گل غلتان نوزاد در اولین بهار زندگی او می‌باشد. این رسم هم اکنون نیز توسط اهالی شهر امیریه دامغان صورت می‌گیرد. بر اساس این آئین در صورتی که تولد نوزاد با فصل بهار و زمان رویش گلهای محمدی مصادف گردد تنی چند از زنان فامیل برای چیدن گل به میان باغها و مزارع رفته و با ذکر صلوات و خواندن ابیاتی بشرح زیر اقدام به جمع آوری گل برای اجرای مراسم گل غلتان نوزاد می‌نمایند.

 

 

پس از جمع آوری گل که غالبا در ساعات آغازین صبح صورت می‌گیرد گلهای چیده شده را به خانه آورده و پر پر می‌کنند سپس نوزاد را به حمام برده و بدنش را شستشو می‌دهند . پس از خارج نمودن نوزاد از حمام و خشک کردن بدنش او را در میان پارچه ای سفید رنگ که گلهای پرپرشده محمدی در میان آن ریخته شده قرار داده و می‌غلتانند. این کار غالبا توسط مادر، عمه، خاله و یا مادر بزرگ او انجام می‌شود. مرسوم است که چهار زن هر یک چهار گوشه از پارچه حاوی گل را گرفته و با نهادن نوزاد همراه با ذکر  و ختم صلوات این آئین انجام می‌گیرد.

پس از انجام این آئین مهمانان به صرف چای، شربت و شیرینی پذیرائی می‌شوند. در گذشته این مراسم برای نوزادانی که در فصل بهار متولد می‌شدند غالبا در دهمین روز پس از تولد و در حمام عمومی ‌محل پس از غسل روز دهم انجام می‌شد. برای دیگر نوزادان که در دیگر فصول سال به دنیا می‌آیند این مراسم در اولین بهار زندگیشان برگزار می‌شود. برخی از خانواده‌ها با توجه به آگاهی از زمان تولد فرزند خود در طول سال اقدام به نگهداری مقداری برگ گل در یخچال نموده و با ولادت نوزاد به انجام این مراسم مبادرت می‌ورزند. بطور کلی این مراسم از هنگام تولد تا یکسالگی نوزاد انجام می‌پذیرد.

در باور اهالی منطقه غلتانیدن بدن نوزاد در میان برگهای گل سبب حفظ طراوت و شادابی او و دور ماندن از بیماریهای مختلف می‌گردد و همچنین طراوت برگهای گل از پوست بدن نوزاد محافظت کرده و کودک را خوش رو و سرزنده می‌نماید.

مراسم گل غلتان نوزادان در دامغان و سمنان

مراسم گل غلتان نوزادان در دامغان و سمنان

 مراسم گل غلتان نوزادان در دامغان و سمنان

منبع:beeytote.com

شهرستان لامرد

تصویری از شهرستان لامرد

شهرستان لامِرد یکی از شهرستانهای استان فارس ایران است. مرکز این شهرستان، شهر لامرد است. جمعیت این شهرستان بر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۷۸٫۶۹۲ نفر بوده‌است.

جغرافیا

شهرستان لامرد با ۵۶۸۳/۴ کیلومتر مربع مساحت در طول جغرافیایی ۵۲ ۵۴ و عرض جغرافیایی ۲۷ ۲۸ در جنوبی‌ترین نقطه استان فارس واقع شده‌است به طور دقیق در ۴۰۵کیلومتری شیراز و ۱۴۰ کیلومتری خنج قرار دارد و ۴٫۶٪ از مساحت کل استان را به خود اختصاص داده‌است. با اختلاف ارتفاع ۴۵۰ تا۵۰۰ متر از سطح دریا و متوسط بارندگی سالیانه حدود ۲۵۰ میلیمتر با ویژگی سیل آسا در مدت کوتاهی از سال (سه ماه سال) و تبخیر سالیانه ۴۰۰۰ میلیمتر دارای آب و هوای گرم و خشک می‌باشد، حداکثر گرما در فصل تابستان ۵۰درجه سانتیگراد بالای صفر و سردترین زمان آن صفر درجه سانتیگراد می‌باشد.

محدوده شهرستان لامرد

شهرستان لامرد از شمال و شمال شرقی به شهرستانهای لارستان وگراش، از جنوب و جنوب شرقی شهرستان گاوبندی و شهرستان بندر لنگه، واز سمت مشرق به شهرستان بستک و از طرف مغرب به شهرستان مهر محدود می‌گردد.

وضعیت توپوگرافی

شهرستان لامرد از جمله هموارترین مناطق استان فارس است، شهرستان لامرد، از چند رشته کوه موازی که جهت آنها از شمال غربی به سوی جنوب شرقی است تشکیل یافته و دشتهای هموار و نسبتاً پهناوری چون «علامرودشت»، «دشت مرکزی» که در میان رشته کوههای مذکور جای دارند نواحی هموار و مسکونی آن را تشکیل می‌دهند. رشته کوه سادول، واقع در جنوب، آن را از شهرستان «بندر گاوبندی» جدا می‌کند و کوههای «تخته سروه دیوانی»، «تنگ خور و هوا» آن را از شهرستان «لار» جدا می‌سازد و کوههای «ماده» و «هفتچین» مرز میان این شهرستان و شهرستان کنگان را تشکیل می‌دهند. کوه لنگه آسیایی با ارتفاع ۱۶۹۴ متر بلندترین کوه این شهرستان است و کوههای «تنگ خور» (۱۴۶۳ متر) و «علامرودشت» (۱۴۳۰ متر) نیز از دیگر کوههای بلند شهرستان لامرد به شمار می‌آیند و رودخانه‌های «بیرمی»،«مهران» و «گاوبندی» که خشکرودهایی بیش نیستند، رودهای این شهرستان را تشکیل می‌دهند. آب و هوای شهرستان لامرد بسیار گرم و خشک است. وجود یک رشته‌کوه بلند، شهرستان لامرد را به دو بخش و قسمت مجزا یکی دشت مرکزی (شامل قسمت اعظم بخش مرکزی، بخش اشکنان) و دیگری دشت علامرودشت (شامل قسمتی از بخش مرکزی و بخش علامرودشت) تقسیم نموده‌است.

بافت روستاهای آن طولی، در کنار محورهای ارتباطی اصلی به شهرستان شکل گرفته‌است و غالباً در دامنه کوه هستند.پوشش گیاهی این منطقه ضعیف بوده واغلب کهور، گز، نخل و خارشتر می‌باشد.

پیشینه

در دوران گذشته و پیش از آنکه لامرد به شهر تبدیل شود خود روستای کوچکی از دهستان گله دار از توابع بخش کنگان شهرستان بوشهر بوده‌است. اما با تغییر در تقسیمات کشوری روستای لامرد دهستان گله دار به مرکز بخش لامرد تبدیل شد. لامرد تا سال ۱۳۶۸ یکی از بخش‌های شهرستان لار بود، اما از این سال شهرستان شد و هم‌اکنون دارای سه بخش است که شامل ۷ دهستان و ۱۴۰ روستا می‌باشد[۲].

شهرها و بخش‌ها

شهرهای شهرستان لامرد عبارت‌اند از: لامرد، اشکنان، اهل و علامرودشت. شهرستان لامرد شامل ۳ بخش به نام‌های زیر است:


راه‌های ارتباطی

راه‌های ارتباطی شهرستان لامرد با شهرستان‌های اطراف کشور عبارت‌اند از:

  • محور لامرد _ خنج: این مسیر به طول ۱۴۰ کیلومتر تا خنج می‌باشد، که ارتباط این شهرستان با شهرستان‌های شمالی فیروزآباد، لار، جهرم و مرکز استان میسر می‌سازد.
  • محور لامرد_ مُهر : این محور به طول ۴۵کیلومتر، لامرد را به شهرستان مُهر منتقل می‌سازد.
  • فرودگاه بین‌المللی: یکی از ایده‌آل‌ترین راههای ارتباط این شهرستان با سایر نقاط کشور و جهان وجود همین فرودگاه می‌باشد که علاوه بر پروازهای داخلی، پروازهای خارجی نیز در آن صورت می‌گیرد و در زمان وقوع حوادث بهترین وسیله کمک‌رسانی به آسیب‌دیدگان ناشی از حوادث طبیعی می‌باشد.

منابع

  • اقتداری لارستانی، احمد. لارستان کهن. تهران: شرکت انتشارات جهان معاصر، ۱۳۷۱.

تقویم گردشگری ایران ( با تفکیک استان ها )

*تقويم روز گردشگري استان‌هاي كشور


استان آذربايجان شرقي 14 مرداد ( زمان مشروطيت‌) با شعار "آذربايجان؛ سر ايران است "
استان آذربايجان غربي، 10 شهريور (روز شمس مولانا) با شعار "اتحاد، انسجام اديان و اقوام ايراني "
استان اردبيل، 29 تير (سالروز تاسيس سلسله صفوي) با شعار "اردبيل؛ سرزمين چشم‌هاي بهشتي "
استان اصفهان 3 ارديبهشت ( روز تولد شيخ بهايي) با شعار "اصفهان؛ نصف جهان "
استان ايلام 10 تير (روز آزادسازي مهران) با شعار "ايلام عروس زاگرس "
استان بوشهر 18 اسفند (تاسيس مدرسه سعادت) با شعار "بوشهر؛ گنجينه خليج فارس "
استان تهران، 22 بهمن با شعار "تهران، ايران كوچك "
استان چهارمحال و بختياري 9 مهر( روز تاسيس استان) با شعار "در همسايگي آسمان "
استان خراسان جنوبي 17 خرداد (روز تاسيس خراسان جنوبي) با شعار "خراسان جنوبي؛ سرزمين طلاي سرخ "
استان خراسان رضوي 10 تير (سفر امام رضا به خراسان رضوي) با شعار "خراسان رضوي؛ سرزمين خورشيد "
استان خراسان شمالي 19 مرداد( روز تاسيس خراسان شمالي) با شعار "خراسان شمالي؛ گنجينه فرهنگ‌ها "
استان خوزستان 3 خرداد‌(آزادسازي خرمشهر) با شعار "خوزستان؛ ديار آب و آفتاب "
استان زنجان 8 مرداد (سالروز تولد شيخ اشراق)‌با شعار "زنجان؛ سرزمينه جاذبه‌هاي شگفت انگيز "
استان سمنان، 6 دي (روز تصويب استان)‌با شعار "جزيره لهجه‌ها "
استان سيستان و بلوچستان، 30 آذر با شعار "طبيعت ناشناخته، تاريخي كهن "
استان فارس، 15 ارديبهشت (روز شيراز) با شعار "فارس؛ فرهنگ و تمدن ايران زمين "
استان قزوين 12 آبان (روز تاسيس استان)‌با شعار "قزوين؛ آينه تاريخ و طبيعت ايران "
استان قم، 19 دي (روز قيام مردم قم) با شعار "شهر مقدس قم محور گردشگري مذهبي كشور "
استان كردستان، 15 ارديبهشت (روز پير شاليار) با شعار "كردستان؛ سرزمين مهرباني "
استان كرمان، 24 مهر (سالروز آتش زدن مسجد جامع كرمان) با شعار "كرمان؛ گنجينه تاريخ "
استان كرمانشاه، 5 مرداد (عمليات مرصاد) با شعار "گهواره تمدن "
استان كهگيلويه و بوير احمد 17 خرداد (سالروز سفر مقام معظم رهبري به استان) با شعار "استان چهار فصل "
استان گلستان 16 آذر (روز تاسيس استان) با شعار "گلستان؛ نگارستان ايران "
استان گيلان 11 آذر (روز تاسيس استان) با شعار "ايران را در گيلان ببيند "
استان لرستان، 15 مهر با شعار "لرستان؛ سرزمين مفرغ و بلوط "
استان مازندران 15 تير(روز تاسيس استان) با شعار "آسمان مهربان، بلنداي جاودان درياي بي‌كران "
استان مركزي 25 مهر (روز تاسيس استان) با شعار "استان آفتاب "
استان هرمزگان يكم ارديبهشت (استعمار پرتغال) با شعار "هرمزگان؛ ديار حرا "
استان همدان يكم شهريور (تولد بوعلي سينا) با شعار "همدان؛ پايتخت تاريخ و تمدن ايران "
استان يزد، 12 دي با شعار "قنات، قنوت و قناعت "
منطقه آزاد قشم 7 شهريور (روز آزادسازي قشم) با شعار "هر جا كه باشي قشم نيست "
منطقه آزاد كيش 31 خرداد (قانون منطقه آزاد) با شعار "بهشت خانواده‌ها "
منطقه آزاد چابهار 11 ارديبهشت (بازنگري قانون مناطق آزاد)،‌ با شعار "چابهار؛ سرزمين هميشه بهار "
منطقه آزاد ارس 2 شهريور با شعار "ارس؛ سرزمين رود، آفتاب و خاطره "
 
 
فهرست رويدادهاي گردشگري استان‌ها
 
آذربايجان شرقي: جشنواره گل محمدي 4 تير در اسكو، جشنواره ورني 3 مرداد در اهر، جشنواره مشروطيت 7 مرداد در تبريز، جشنواره انار 2 آبان در جلفا، جشنواره آدم برفي 10 بهمن در مرند

 
ادامه نوشته