کیسم کجاست؟

به هنگام مسافرت از رشت به طرف مازندران ، در انتهای جاده کمربندی آستانه اشرفیه تابلوی سبز رنگ بزرگی به چشم می خورد که روی آن کیسم ، با فلش مشخص شده است . کیسم در طول جغرافیایی 56/49 و عرض 15/37 با وسعتی حدود 250 کیلومتر مربع در جنوب شرقی شهرستان آستانه اشرفیه واقع شده است . کیسم در گذشته مقر حکومت خانواده کیا بوده و در حال حاضر آرامگاه سید حسین کیا در این محل زیارتگاه مشتاقان است . کیسم در مرکز مثلث جلگه مرکزی گیلان که رئوس آن را امام زاده هاشم ، چمخاله و انزلی تشکیل می دهند قرار گرفته و از چهار طرف به وسیله سپید رود و نهر حشمت رود احاطه شده است که به وسیله ی یک پل خشتی قدیمی در شمال و یک پل جدید در جنوب ، با دو طرف خود ارتباط پیدا می کند . پنج کیلومتر از طول 800 کیلومتری سپید رود به صورت حرف L ، جنوب و غرب کیسم را محصور کرده است . مردم کیسم گیلک هستند و در گفتار خود گیلکی را به کار می برند و همه فارسی بلدند . بارندگی سالانه به 1200 میلی متر می رسد . میانگین حرارات گرمترین ماه سال 21 درجه سانتی گراد و سردترین ماه سال 6 درجه سانتی گراد است . هر سال زمستان 2 تا 3 بار برف می بارد که از نیم متر تجاوز نمی کند . رود پر آب و دایمی سفیدرود ، خاک حاصل خیز و رطوبت و باران فراوان ، آب و هوای معتدل و مساعد و روح پرور ، امرار معاش در کیسم را آسان نموده که به صورت مثلی معروف در آمده است : << اگر زمانی خواستی دستت را در آب بشویی ماهی ، به خاک چنگ بزنی بادام زمینی ، بالاتر از روی خاک صیفی جات و بالاتر از آن بوته چای و باز هم بالاتر برنج و مرکبات و چون می ایستی میوه و کمی بالاتر روی ترنبار و کتام پیله ابریشم قابل استحصال و تامین معاش است . به علاوه اضافه کار خانواده ها در شب های طولانی زمشتانی صنایع دستی متنوع حصیربافی شامل : حصیر ، زیر انداز ، کلاه ، خورجین و سفره و نیز سفال سازی ، خراطی و توربافی و ساخت قایق چوبی (نو) می باشد . کیسم مهمترین مرکز کشت برنج آستانه اشرفیه ، از تولید بالایی در پیله ابریشم ، چای ، بادام زمینی ، حبوبات و صیفی جات برخوردار است ، اما از گذشته دور مهمترین منبع در آمد و ارتزاق کیسمی ها رودخانه سفید رود بوده است . سپید رود بسیار خوش منظره و آرام است . کناره های بلند و نیز پست و هموار آسفالت شده ، درختان و بوته های متنوع سایه دار ، در کنار رودخانه ، فضای باز و آزاد برای ماهیگیری تفریحی ، برکه های کناره ای ، مسیر پیچ و خم دار ، جریان آب با سرعت های مختلف حتی حوضه باتلاقی در پایین محله کیسم ، سکوهای طبیعی و پل مصنوعی روی رودخانه ، این محیط پرجاذبه و متنوع را برای انواع مختلف جانوران و پرندگان به صورت مامن مناسب ، در آورده است . انواع حواصیل از جمله اگرت پرنده کاملا مشخص کناره آب است . بیشترین تغذیه و فعالیت حواصیل ها ، در گرگ و میشی هوا ، سپیده دم و شامگاه است . تجمع آن ها اغلب ما را در پیدا کردن ایستگاه ماهیگیری مناسب ، راهنمایی می کند . به علاوه اردک ها ، کشیم ، راسو ، سمور ، شغال از جانوران جالب و غالب منطقه به حساب می آیند . آرامش طبیعی رودخانه همراه با زوزه ی شغال ، غار و غور قورباغه و صدای پرندگان عجین شده است.

مجموعه‌ی مسکونی دانش

مجموعه‌ی مسکونی دانش

چاپ

این مجموعه در سال ١٣٤٣ در روستای "سَده" که از توابع دهستان بلسبنه در بخش کوچصفهان شهرستان رشت است، توسط آقای محمد دانش ساخته شد. آقای دانش که به کار کشاورزی و نوغان‌داری مشغول بوده، از کشاورزان طبقه‌ی متوسط روستا محسوب می‌شده است. نحوه‌ی ساخت خانه و تزئینات به کار رفته در بنا، گواه این مدعاست.

ارتفاع خانه‌ی دانش، حدود ٧متر و مساحت آن حدود ١٣٠متر مربع است. خانه در همکف دارای دو اتاق و ایوان، و در طبقه‌ی اول دارای تلار می‌باشد که به جهت قرار گرفتن در مسیر بادهای خنک تابستان، جهت استراحت، در این فصل استفاده می‌شد.

به علت سکونت خانواده‌ی دانش در این خانه، ساختار سازه‌ای و معماری این گونه، الگو برداری و با استفاده از مصالح موجود در خانه‌های کمکی در سال ١٣٨٦ در محل موزه ساخته شد.

این مجموعه‌ی مسکونی علاوه بر خانه‌ی مسکونی، شامل فل‌خانه که در محوطه‌ی خانه بسیار جلب توجه می‏کند، کروج، تلمبار، لانه‌ی مرغ، طویله و چاه می‌باشد. مجموعه‌ی این بناها، بیانگر نحوه‌ی زندگی و بخشی از  فعالیت‌های روستائیان گیلان در دهه‌های گذشته است.

سد خاكي در سقالكسار













آدرس کامل روستاي سقالکسار : ايران - گيلان - رشت - فلکه انتظام - 10 کيلومتري جاده جيرده - بعد از بقعه آقاسيد شريف - روستاي توريستي سقالکسار

Gilan Province

Gilan Province

gilan province map


Province with an area of 14,042 square kilometers to the Alborz Mountains and the mountains of effort is limited. Rasht, Gilan Province. The last division of Hearst country Astara, the eve Ashrfyh, Amlash, Bandar Anzali, Rasht, Rezvanshahr, Rudbar, Rudsar, Siahkal , Shaft, Srara monastery, Tvalsh, Fouman Langerood, Branch, and the city of Gilan province Masal form.

Gilan Province is located in the northern part. Brunswick to the mountains and plains are divided into two parts. Highlands from West to East include: effort, Masouleh, mountain ridges and the Alborz mountain range, the Alborz mountains in three  is extensive and one of the most interesting natural attractions of the province. Gilan land known as the temperate climate of the Caspian Sea and Alborz mountains affect climate emerged.  abundant rains, several rivers in the region are:
is concerned that it took between 50 to 150 thousand years ago have been met.
moved.
have had.
came to power. Gilan local rulers at the time of the Seleucids, who ruled with complete independence. Gilan during the Sassanian Ardashir Babak Dadu somewhat lost its independence to the reign of the Sassanian rulers of the region and won over without significant were spent in Gilan .
series with ethnic origin and Dailami Pdydamdnd Gilani. One of the most important of this series, "Al Bvyh" that even in Baghdad, the capital of the Abbasid Caliphate Abbasid army and defeated it.

A number of Kazakhs and Russians rushed to plunder the loot went to Gilan. Nader huge interest due to increasing naval power will be seriously considered by the University.
ended.
is. image below historical, cultural and Hearst  province are referred

Tourist attractions in Gilan Province

 

Gilan Souvenir

1
1
2

Click to see souvenirs Gilan

Gilan cities :

سکونتگاه انسان هاي اوليه

غار پبده


 

در منتهي اليه شهرستان لالي خوزستان و در منطقه اي عشايري، غاري 15هزار ساله قرار دارد که روزي انسان هاي اوليه در آن سکونت داشته اند. غاري به نام «پبده» (Pebde ) که با دسترسي تقريبا آسان، در مسير آبشار آرپناه و در کوهي به ارتفاع هزار متر جاخوش کرده است و اين روزها با تردد حفاران غيرمجاز قدم به قدم به نابودي نزديک تر مي شود.

 


 

اولين بار در دهه 40 پرفسور گريشمن، باستان شناس فرانسوي غار پبده را شناسايي کرد و مورد تحقيق قرار داد. گريشمن که در اين غار نشانه هايي از سکونت انسان هاي اوليه يافته بود، توانست ابزار، سنگ تراشه ها و نشانه هايي را بدست آورد که قدمت اين غار را تا حدود 15 هزار سال قبل نشان مي داد. اما ظاهرا اين قدمت شگفت انگيز و آثار ديدني کشف شده در غار هم کافي نبود تا سازمان ميراث فرهنگي به اندازه کافي به اين غار توجه نشان دهد و آن را در فهرست آثار ملي به ثبت برساند. غار پبده درست از همان زمان تا سال گذشته، دست نخورده و بي توجه باقي ماند تا با عبور و مرور حفاران غير مجاز و نا آگاه، بخش هايي از آن طعمه آتش و کندو کاوهاي غيراصولي شود.

 

40سال بعد

غار پبده دهانه کوچکي دارد اما از اين دهانه تنگ که عبور کنيد، با فضايي عريض، تاريک، نمناک و پر از حشره و خفاش هاي سرگردان مواجه مي شويد که دسترسي به اعماق غار را مشکل مي کنند. هر چه به اعماق غار نزديک مي شويد، اين حشرات چهره عجيب و غريب تري پيدا مي کنند و به انواع کمياب و ناشناخته تري تبديل مي شوند که نزديک شدن به آنها ممکن است برايتان خطرناک باشد. حتي پرفسور گريشمن هم به همين دليل تنها بخشي از ابتداي غار را بررسي کرد و از پيشروي بيشتر خودداري نمود.

غار پبده

اما سال قبل بود که انجمن دوستداران ميراث فرهنگي خوزستان زواياي پنهاني از غار پبده را شناسايي کرد دريافت که اين غار 114 متر طول دارد و در انتهاي آن تونلي کم عرض قرار گرفته که يک حفره آبي محسوب مي شود. اين در حالي است که در درون غار سه حفره وجود دارد که به علت تنگي، امکان حرکت انسان به صورت ايستاده در آن وجود ندارد.

اين دالان هاي هوايي مثل سفره هاي زير زميني آبراه محسوب مي شوند. از سويي تونل هاي وسط غار به حفره هاي کف غار راه دارند. يک تونل در انتها وجود دارد که دو رگه دارد که يکي بعد از دو راهرو بسته مي شود و ديگري راه مار پيچ است که بعد از عبور از حفره اي به عرض 70 سانتي متر به علت ريزش سقف و جمع آوري املاح نيمه بسته مانده است.

سنگ چيني هاي درون غار، باستاني بودن سکونتگاه عشاير در اين منطقه را مشخص مي کند. در وسط غار حفره اي بزرگ در کف وجود دارد که تشکيل حوزچه اي داده که احتمالا براي آب انبار استفاده مي شد.

غار پبده

يکي از ويژگي هاي غار پبده اين است که به دليل برخورداري از ورودي و خروجي امکان تجمع گازهاي متساعد در آن وجود ندارد و اندازه گيري هاي انجام شده ارتفاع دهانه غار تا بستر رودخانه فصلي را بيش از 70 متر نشان مي دهد. طول دهانه ورودي اول غار 5.40 متر و ارتفاع آن سه متر است و همچنين دهانه اول تا دهانه دوم شش متر فاصله دارد. ارتفاع دهانه دوم هم يک متر و 10 و عرض از سقف آن را سه متر و 10 سانتيمتر است و از دهانه غار به طول 90 متر که وارد غار مي شويد حفره اي هوايي وجود دارد که در سمت چپ از سقف غار بيشترين ارتفاع را به طول تقريبي 28 متر به خود اختصاص داده است. کمترين عرض غار پبده شش متر و بيشترين عرض غار 70 متر و 19 سانتي متر اندازه گيري شده است و کمترين ارتفاع تالار اصلي غاز دو متر و بيشترين ارتفاع آن 28 متر است.

غار پبده

 

سکونتگاه عشاير

عده اي از باستان شناسان معتقدند که به علت دسترسي تقريبا راحت به غار پبده، اين غار در مقطعي محل سکونت عشاير کوچ رو بوده است. وجود يک استراحتگاه حجاري شده به فاصله شش متري از دهانه ورودي سمت راست غار هم دليل ديگري است که سکونت در اين غار را تاييد مي کند. استراحتگاهي که در ارتفاع دو متري با ابعاد سه متر در يک متر ساخته شده است. علاوه بر اين در طول غار لايه اي نرم از انباشتگي 40 سانتي متري کود حيواني بر زمين ديده مي شود و فرضيه مسکوني بودن غار را قوت مي بخشد.

غار پبده

در انتهاي غار يک سقف گنبدي زيبا به صورت سنگ يک پارچه سفيد از جنس خارا با روکش سفيد گچي وجود دارد که تشکيل خال هاي منظم آن، بي شباهت به نشيمن گاه خفاش ها و يا پوست پلنگ نيست.

قلعه ماران-دیدنیهای استان گلستان

قلعه ماران  

و شاید تنها این چند عکس یادآور آخرین لحظه های امیدواریم باشد
دیگر نه صبری مانده و نه امیدی
آری
دیگر خبری نیست مرا
نه ز یاری ،نه دیار و دیاری.

 

                                                                                                                        

قلعه میران یا قلعه موران یا قلعه ماران یا دژتاکی قله‌ای به ارتفاع ۲۴۳۰ است متر که در جنوب غرب شهر رامیان واقع شده‌است در بالای این قله زمینی مسطح به مساحت ۳ کیلومتر مربع قرار دارد که در طول تاریخ پایتخت و مرکز برخی حکومت‌ها بوده‌است که از مهمترین ان‌ها می‌توان به پایتخت ییلاقی سلسله اشکانیان اشاره کرد . همچنین کتب فراوانی در خصوص تاریخ قلعه میران مطالبی نگاشته‌اند که در ذیل به برخی از انها اشاره می‌شود : ۱- ابت در سال ۱۲۶۰ه.ق در باره موران قلعه می‌نویسد: موران قلعه ، کوه بلندی است در طرف شرقی استرآباد و هشت فرسنگی آن. بالای آن قلعه خرابه ایست که زندانی و چاهی و اراضی کشت دارد. دسترسی به قلعه از راهی باریک است می‌گویند در موران قلعه محمد زمان خان-یکی از حکام محلی دوران فتحعلی شاه- تمام سران ایل قاجار را زندانی کرد و برادر خود-رحیم خان-را مامور ایشان نمود و اعلان استقلال داد.فتحعلی شاه سربازانی به فرماندهی حسین خان –پدر حاکم امروزی(۱۲۶۰)استرآباد-به این قلعه فرستاد. ساکنان استرآباد او را اسیر کردند و به دست سربازان رحیم خان دادند. ۲- رابینو در باره قلعه موران می‌نویسد: قلعه ماران در کوه ماران(=ایلان)از کوههای رامیان در میان چمنزاری واقع است. راه باریکی به آن منتهی می‌شود. در مقابل مهاجمان به آسانی قابل دفاع است ۳- نصیرالکتاب نقل می‌کند که محمد حسن خان جلایر خود را فرمانروای دشت گرگان نموده و اعلان استقلال داده بود. موقعی که حکومت مرکزی برای سرکوبی او لشکر فرستاد به قلعه ماران کوه پناه برد. ۴- در تاریخ اشکانیان تالیف محمد حسن خان اعتمادالسلطنه آمده‌است که سلاطین اشکانی شش ماه از سال را در تیسفون سر می‌کردند و شش ماه دیگر را در ییلاقات طبرستان و مازندران و شاه کوه و استرآباد بودند. ۵- سایکس مدعی است که قلعه ماران. همان پایتخت دوم اشکانیان است که تیرداد ساخته و آن را دارا نامیده که همان داریون یونانیان است. ۶- همچنین گریگوری ملگونوف در بیان ثروت کوهستان‌های استرآباد اشاره به کوه قلع ماران در شرق فندرسک دوازده فرسنگی فندرسک که حاوی قلع و مس است می‌کند. ۷- سعیدی مولف کتاب رامیان و فندرسک در باره قلعه ماران(=موران)می نویسد. کوه قلعه ماران بلندترین کوههای بخش رامیان و گرگان است. سر کوه مسطح و مرتع گاو و گوسفند است و چشمه آبی بر سر کوه‌است که مورد استفاده دامداران است. گندم‌های ذخیره امیر خان سردار- برادر محمد زمانخان که در چاههایی که در قله‌است همانند ذغال تا امروز باقی است.

جهان نما به روایت تصویر-استان گلستان

 

[تصویر: 151762544090842481017165325413318925217.jpg]

منطقه حفاظت شده “جهان نما” در استان گلستان با چشم‌اندازهای زیبا و در عین حال ناشناخته می‌تواند در همه فصول پذیرای ایرانگردان و گردشگران باشد.

این منطقه با وسعتی بیش از ‪ ۳۰‬هزار هکتار در جنوب شرقی شهرستان کردکوی در ارتفاعی بین ‪ ۶۰۰‬تا سه هزار و ‪ ۸۶‬متری از سطح دریا واقع شده است.

[تصویر: 5220842127129150190901181151192869202169.jpg]

[تصویر: 1158255123517810425327103171791512484249.jpg]

[تصویر: 291331599813615979771677112917572298387.jpg]

[تصویر: 22110128239607991982231811729415915890136.jpg]

[تصویر: 2442081361901242516812916853131591834273148.jpg]

[تصویر: 201187240269842253181202159234742201006214.jpg]

[تصویر: 24919542311281192125921715324016410525223624.jpg]

[تصویر: 661631982121913118201123378152143793232.jpg]

[تصویر: 23320623373167123159221810321719318913114445.jpg]

[تصویر: 196772382225020646731821267520823520913850.jpg]

[تصویر: 739621225809620217348808318011744113241.jpg]

[تصویر: 1701252441251870220145204207240157162431729.jpg]

 

پارک ملی گلستان از نگاه دوربین

پارک ملی گلستان اولین پارکی است که در ایران عنوان پارک ملی را به خود اختصاص داد. این پارک که در شرق استان گلستان و حد فاصل این استان و استان خراسان شمالی قرار گرفته است، تا قبل از سال 1336 از شکارگاه های شناخته شده و پر آوازه کشور محسوب می شد و به جنگل گلستان مشهور بود. اما در مرداد ماه 1336 به نام منطقه حفاظت شده آلمه و ایشکی تحت حمایت کانون شکار قرار گرفت و تا سال 1340 توانست قابلیت های خود را در سایه کنترل و نظارت ترمیم و به خوبی نشان دهد. حیات وحش این پارک را گونه های کمیابی از پستانداران و پرندگان تشکیل می دهند که سال هاست همزیستی مسالمت آمیزی با یکدیگر پیدا کرده اند. این پارک را باید در حد فاصل شهرهای گنبدکاووس و بجنورد ببینید. دقیق ترش را بخواهید، باید بگوییم در 115 کیلومتری شرق پارک ملی گلستان، شهر بجنورد قرار دارد و در 55 کیلومتری غرب آن، گنبد کاووس.

 

  • حیات وحش پارک ملی گلستان
  • حیات وحش پارک ملی گلستان
  • حیات وحش پارک ملی گلستان
  • پارک ملی گلستان
  • حیات وحش پارک ملی گلستان
  • پارک ملی گلستان
  •  پارک ملی گلستان
  • پارک ملی گلستان
  • حیات وحش پارک ملی گلستان
  • پارک ملی گلستان
  • پارک ملی گلستان
  • حیات وحش پارک ملی گلستان
  • حیات وحش پارک ملی گلستان
  • حیات وحش پارک ملی گلستان
  • حیات وحش پارک ملی گلستان
  • حیات وحش پارک ملی گلستان
  • حیات وحش پارک ملی گلستان
  • حیات وحش پارک ملی گلستان
  • حیات وحش پارک ملی گلستان
  • حیات وحش پارک ملی گلستان
  • حیات وحش پارک ملی گلستان
  • حیات وحش پارک ملی گلستان
  • پارک ملی گلستان
  • پارک ملی گلستان
  • پارک ملی گلستان
  • پارک ملی گلستان
  • حیات وحش پارک ملی گلستان
  • پارک ملی گلستان

موزه گنجینه رشت

  • موزه گنجینه رشت به روایت تصویر
  • موزه گنجینه رشت به روایت تصویر
  • موزه گنجینه رشت به روایت تصویر
  • موزه گنجینه رشت به روایت تصویر
  • موزه گنجینه رشت به روایت تصویر
  • موزه گنجینه رشت به روایت تصویر
  • موزه گنجینه رشت به روایت تصویر
  • موزه گنجینه رشت به روایت تصویر
  • موزه گنجینه رشت به روایت تصویر
  • موزه گنجینه رشت به روایت تصویر
  • موزه گنجینه رشت به روایت تصویر
  • موزه گنجینه رشت به روایت تصویر
  • موزه گنجینه رشت به روایت تصویر
  • موزه گنجینه رشت به روایت تصویر
  • موزه گنجینه رشت به روایت تصویر
  • موزه گنجینه رشت به روایت تصویر
  • موزه گنجینه رشت به روایت تصویر
  • موزه گنجینه رشت به روایت تصویر
  • موزه گنجینه رشت به روایت تصویر
  • موزه گنجینه رشت به روایت تصویر
  • موزه گنجینه رشت به روایت تصویر
  • موزه گنجینه رشت به روایت تصویر
  • موزه گنجینه رشت به روایت تصویر
  • موزه گنجینه رشت به روایت تصویر
  • موزه گنجینه رشت به روایت تصویر
  • موزه گنجینه رشت به روایت تصویر
  • موزه گنجینه رشت به روایت تصویر
  • موزه گنجینه رشت به روایت تصویر

آشنایی با روستای داماش

آشنایی با روستای داماش - گیلان


روستای زیبا و ییلاقی داماش در استان گیلان و در بخش عمارلو شهرستان رودبار زیتون قرار دارد

داماش از شمال به روستای صیقلده خورگام و از جنوب به زمین‌ها و مراتع روستاهای گزنه چاک و قوشه لانه خورگام و همچنین از شرق به اراضی جنگلی و مراتع و از غرب به جنگل شینه چاک و مراتع لاباربن محدود می‌شود.

این روستای زیبا و منحصر به فرد در دامنه رشته کوه‌های البرز میهمان ماندگار ارتفاعات و بلندی‌هاست و نزد اهالی به عنوان سرزمین چشمه‌های گوارا و سر سبز محسوب می‌شود. داماش از روستاهای بسیار مرتفع استان گیلان است، به طوریکه حدود 1800 متر از سطح دریا بلندتر است.

این روستا با طبیعت زیبا و منحصر به فرد خود و همچنین با گونه‌های گیاهی متنوع و کمیاب مثل گل نادر سوسن چلچراغ از اهمیت خاصی در بین گردشگران برخوردار است.

گل سوسن سفید نخستین بار توسط محققی به نام (لدربوری) کشف شد و در سال 1354 از طرف اداره محیط زیست استان گیلان زیستگاه این گل کمیاب به عنوان اثر ملی به ثبت رسید.

فصل رویش و شکوفایی گل زیبای سوسن چلچراغ در اواخر بهار و اوایل تابستان می‌باشد و یکی دو هفته‌ای چشمان مشتاقانش را می‌نوازد. روستای زیبای داماش در سال 1387 به عنوان روستای نمونه گردشگری به ثبت رسید.

تابستان در این منطقه بسیاردل انگیز و زیبا و مطبوع است. داماش دارای آب و هوای خنک با بارش باران و مه در اکثر زمانها است. این ویژگی جلوه‌ای خاص و چشم اندازی خاطره انگیز برای گردشگران به همراه دارد.

کلمه داماش از دو واژه دا و ماش تشکیل شده و در گویش کرمانجی به معنی (به کسی ماش داده) است.

آب و هوای روستای داماش در بهار و تابستان، معتدل و خنک و در فصل‌های پاییز و زمستان به سردی می‌گراید. این روستا در قدیم ییلاق مردم جیرنده و امروزه به سکونت‌گاه دائمی تبدیل شده است.

مردم این روستا به گویش دیلمی سخن می‌گویند. درآمد اکثر مردم روستا از فعالیت‌های باغداری، دامداری و پرورش طیور تامین و گروهی از مردم در امور خدمات و صنایع دستی فعالیت دارند.

این روستا در یک منطقه کوهستانی استقرار یافته و فاقد اراضی هموار برای کشت محصولات کشاورزی است. مصارف مردم این روستا محصولاتی از قبیل حبوبات، سیب زمینی و پیاز و درختانی هم چون فندق و گردو می‌باشد. پیرامون روستا را ارتفاعات و بیشه زارهای سلسله جبال البرز فراگرفته و چشم اندازهای بسیار زیبایی را پدید آورده است.

هر ساله در فصول بهار و تابستان گردشگران بسیاری از نقاط مختلف ایران به داماش سفر می‌کنند.

در زمان شکوفایی گل سوسن چلجراغ، جشنواره باشکوهی در اطراف داماش برگزار می‏‌شود؛ اهالی منطقه عمارلو با لباس‏‌های محلی زیبا در آن شرکت می‏‌کنند و با شادی و نشاط مراسم ویژه‌ای را بر پا می‌کنند.

کشتی گیله مردی، طناب‏کشی، خرپشتک، چوب بازی (رقص چوب)، تیش بازی (نوعی بازی محلی) چرخ و فلک، هلولک، گلفا و دور بچرخان، از جمله بازی‌هایی است که در این ایام بیشتر رواج دارد.

در این روزها، بازارچه‌‏های محلی برپا می‏‌شوند و نغمه‏‌های شورانگیز و ترانه‏‌های دلنشین روستایی با همراهی سازهای نی، تنبک، تنبور، کمانچه و سنتور به گرمی جشنواره سوسن چلچراغ می‏‌افزایند.

مردم روستای داماش باورها و اعتقادات مشترک فراوانی با سایر مردم استان گیلان دارند. آن‏ها اعیاد ملی و مذهبی نوروز، فطر، قربان و غدیر را به جشن و سرور و ایام محرم و وفات و شهادت ائمه را به عزاداری می‏‌پردازند.

پوشاک غالب مردم روستای داماش همان لباس محلی است؛ پوشیدن لباس محلی به خصوص در مراسم و جشن‏‌های روستا مانند مراسم عروسی و جشنواره گل سوسن چلچراغ عمومیت بیشتری یافته است. صنایع دستی روستای داماش مشتمل بر بافت جوراب و گلیم است.

غذاهای محلی روستای داماش نیز شامل سیاه قاتق یا فسنجان (ترکیبی از گردوی کوبیده، گوشت مرغابی یا انواع دیگر مرغ‏‌ها و گاهی گوشت قرمز، رب انار و غیره)، قیمه پلو و انواع کباب مانند کباب ششلیک، کباب کوبیده، کباب برگ و کباب چنجه می‌‏باشد که در خانه‏‌ها و رستوران‏‌های روستا تهیه و به مشتریان عرضه می‏‌شوند.

گزارش تصویری/ سرزمین مهر: روستای تاریخی ماسوله/1

روستای تاریخی ماسوله در ۵۵ کیلومتری رشت در استان گیلان قرار دارد و یکی از مناطق جذاب گردشگری شمال کشور محسوب می شود.

آبشار زیارت

آبشار زیارت

یکی از آبشارهای زیبای استان گلستان واقع در روستای زیارت از توابع شهر گرگان که  در همه فصل های سال پذیرای بسیاری از گردشگران می باشد البته قسمت ما از این آبشار زیبا در سردترین فصل سال یعنی زمستان بود که در نوع خود واقعا بی نظیر بود...

 

 

آبشار زیارت

 

 

مناظر اطراف آبشار زیارت

بهارالدین افضلی

بررسی مشکلات توریسم روستایی در کرمانشاه

توريسم روستايي يکي از مهمترين زيرگروه‌هاي توسعه صنعت گردشگري در هر منطقه‌اي است، لذا سرويس گردشگري ايسنا قصد دارد با انجام گفت‌وگوهايي با يک پژوهشگر کرمانشاهي در خصوص مشکلات و محدوديت‌هاي 14 روستاي هدف گردشگري استان گامي را در جهت توسعه صنعت توريسم روستايي و در نهايت توسعه روستاهاي استان بردارد.

مهندس پرستو قبادي کارشناس ارشد توسعه روستايي دانشکده کشاورزي دانشگاه رازي کرمانشاه، که مشکلات 14 روستاي هدف گردشگري استان را در قالب يک پايان نامه با راھنمايي دکتر عبدالحميد پاپ زن دانشيار دانشگاه رازي و دکتر زرافشاني به عنوان استاد مشاور، تدوين کرده است، در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس گردشگري خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) منطقه کرمانشاه اظهارداشت: روستاي پيران از توابع بخش مرکزي، دهستان ذهاب و در 9 کيلومتري شهر سرپل ذهاب واقع شده است.

وي ادامه داد: اين روستا از شمال و شرق به کوهبان زرده و از جنوب به کوه پلتوکري محدود مي شود. روستاي پيران داراي آب و هواي معتدل و گرم مي‌باشد و رودخانه زيبا و پرآب الوند در جنوب اين روستا جريان دارد.

قبادي افزود: مطالعات ميداني حاکي از آن است که درآمد مردم روستا ازطريق فعاليت‌هاي زراعي، دامداري و باغداري تأمين مي‌شود. گندم، جو، باقلا و ذرت از عمده ترين محصولات زراعي و انار، گردو، زردآلو و سيب نيز از محصولات باغي روستاي پيران محسوب مي‌شود و قسمت اعظم فرآورده‌هاي دامي روستا شامل گوشت، پشم گوسفند و انواع لبنيات و روغن حيواني است.

وي خاطرنشان کرد: با وجود آن‌که در آبان ماه در مرکز کرمانشاه هوا ابري و سرد بود اما وقتي براي انجام تحقيقاتم به روستاي پيران رسيدم، تصور کردم، اواسط تابستان است، انواع ميوه‌هاي گرمسيري مثل موز، زيتون، خرما، ليموشيرين در آنجا ديده مي‌شد و اين قابليت مي تواند در جذب توريست در اين روستا نقش بسزايي داشته باشد.

اين کارشناس ارشد توسعه روستايي اظهارداشت: روستاي کوهپايه‌اي پيران، بافت مسکوني متمرکز دارد. عبور نهر آب از ميان کوچه‌هاي روستا همراه با درختان قديمي چنار، تبريزي و گردو که روستا را در برگرفته‌اند، جلوه جذابي به روستا بخشيده است.

وي افزود: هم‌چنين جنگل‌هاي انبوه و متراکم درختان بلند و زيباي چنار، تبريزي و گردو، چشم اندازهاي بسيار زيبا، زمينه‌هاي مساعدي براي گذران اوقات فراغت فراهم کرده‌اند و از سوي ديگر آبشار بلند و زيباي پيران، که از دل کوه‌ها و صخره‌هاي اطراف سرازير مي‌شود، در زمره جاذبه‌هاي بسيار کم نظير روستاست.

قبادي يادآور شد: روستاي پيران از طريق شهرهاي قصرشيرين، سرپل ذهاب، کرند غرب و گيلان غرب در استان کرمانشاه قابل دسترسي است و بايد گفت که اين روستا قابليت اکوتوريستي ويژه‌اي دارد که بايد به آن توجه کرد.

اين پژوهشگر کرمانشاهي در ادامه به مشکلات روستاي پيران اشاره کرد و گفت: عمده‌ترين مشکل روستاي پيران مشکل دفع زباله و فاضلاب مي‌باشد که زيبايي‌هاي طبيعي و بکر روستا را خدشه دار كرده، از ديگر مشکلات آن نبود تابلوي راهنمايي کافي و تبليغات در مسير اصلي روستاست.

وي ادامه داد: از جاذبه‌هاي ديدني و طبيعي روستاي پيران، آبشار پيران است که متأسفانه هيچ تابلويي جهت معرفي آن در روستا ديده نمي‌شود و هم‌چنين در اين روستا سرويس بهداشتي عمومي براي رفاه مسافران وجود ندارد.

قبادي در ادامه با تأکيد زنده نگه داشتن جاذبه‌هاي فرهنگي روستاها، اظهارداشت: جاذبه‌هاي فرهنگي شامل تمام تجلي‌ها و تبلورهاي بيروني و رسمي فرهنگ هر کشور است که مي‌توان آنها را ديد، نمايش داد يا عرضه کرد. اين جاذبه‌ها بخشي از محصول گردشگري است و شامل جاذبه‌هاي معنوي (نرم ) و مادي (سخت) است.

وي افزود: جاذبه‌هاي فرهنگي مادي شامل اماکن تاريخي، معماري، بناهاي مذهبي مي‌شود و جاذبه‌هاي فرهنگي معنوي هم شامل موسيقي، فرهنگ عامه، صنايع و هنرهاي مردم و حتي ادبيات و شعر مي شود.

اين پژوهشگر کرمانشاهي تصريح کرد: بعد از مشاهدات صورت گرفته، متوجه شدم که در اين روستا لباس محلي در حال منسوخ شدن است. گفت‌وگوهاي صورت گرفته در اين زمينه نشان داد که لباس کردي به عنوان يک مانع و سد اجتماعي محسوب مي‌شود و به گفته خود روستاييان با لباس کردي افراد شهري زياد آنها را تحويل نمي‌گيرند و در پوشيدن لباس جا و مکان فرق مي کند و حتي قوانين حاکم بر مدارس ايجاب مي‌کند فرزندان لباس فارسي بپوشند.

وي يادآور شد: براساس گفته افراد معتمد محلي در اين روستا حتي ديگر زنان به هنرها و صنايع دستي اهميت نمي‌دهند. موسيقي اصيل محلي در حال منسوخ شدن است و کسي حاضر نشد موسيقي براي ما اجرا کند.

قبادي خاطرنشان کرد: بررسي در اين روستا نشان داد که مراسم سنتي عزا و عروسي نيز در حال از بين رفتن است، به گفته اهالي روستا، مراسم عروسي و عزا در تالار برگزار مي‌شود. به طوري که قبلاً (بيست سال پيش) مراسم عروسي با گوراني و دست زدن برگزار مي‌شد و بعداً تبديل به ساز و دهل شد و الآن به رسم شهري برگزار مي شود و اين مسئله مي تواند ناشي از عدم توجه به ارزش‌هاي فرهنگي توسط اهالي روستا باشد.

اين کارشناس ارشد توسعه روستايي در پايان اين گفت‌وگو اظهارداشت: اين مسأله در تمام روستاهاي مورد بررسي قرار گرفته، کمابيش به چشم مي خورد.

گفتني است؛ سرويس گردشگري خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) منطقه کرمانشاه در نظر دارد که در گزارش‌هاي بعدي خود با انجام گفت‌وگو با اين پژوهشگر کرمانشاهي به بيان مشکلات و محدوديت‌هاي ديگر روستاهاي هدف گردشگري استان بپردازد.

منبع :سایت گردشگری کرمانشاه

 

رشت

رَشْتْ یکی از کلان‌شهرهای ایران و مرکز استان گیلان در شمال ایران و مرکز شهرستان رشت است. این کلانشهر همچنین بزرگترین و پرجمعیت‌ترین شهر شمال ایران در بین سه استان حاشیه‌ای دریای خزر (مازندران، گیلان و گلستان) محسوب می‌شود. رشت در ۴۹ درجه و ۳۶ دقیقه طول شرقی و ۳۷ درجه و ۱۶ دقیقه عرض شمالی واقع شده و فاصله آن از تهران ۳۲۵ کیلومتر می‌باشد. همچنین شهر رشت با مساحت ۱۳۶ کیلومتر مربع در زمینی مسطح و هموار به ارتفاع ۵ متر از سطح آب‌های آزاد قرار دارد و دارای جمعیتی بیش از ۵۶۰۰۰۰ نفر است. جمعیت منطقه شهری رشت ۱,۰۰۰,۰۰۰ نفر تخمین زده می‌شود.

وجه تسمیه نام رشت مشخص نیست و درباره آن تنها گمانه‌زنی شده‌است.

بنابه گمانی، تلفظ دقیق این نام رِشت بوده که آن نیز از بن ریسیدن گرفته شده‌است و دلیل این نام گذاری مطرح بودن این شهر در تولید رشته‌های ابریشمی دانسته شده‌است.

همچنین گفته می‌شود در ابتدا رشت به صورت روستایی بزرگ میان یک فضای جنگلی بوده و از آبادی‌های کهن ایران بشمار می‌رفته که نامش در کتاب حدودالعالم به سال ۳۷۲ هجری آمده‌است. در خصوص نام رشت هم نظرات متعددی وجود دارد. از جمله معروف به (بیه) یعنی مصب بین دو رود یا (دارالمرز) یعنی سرزمین پست و گود (جلگه) و یا به نظر علی‌اکبر دهخدا چون ساخت اصلی شهر در سال ۹۰۰ هجری بوده و کلمه رشت در حساب ابجد ۹۰۰ است این نام را انتخاب نمودند.

از دیگر دلایل نام گذاری رشت کلمه «رش» به معنی باران بسیار ریز است. زیرا آب و هوا در این منطقه تقریباً ۸ ماه از سال بارانی است که نوع باران رش بوده و تا ۴ روز در هفته نیز ممکن است ادامه پیدا کند. در این صورت رشت یعنی مکانی که در آنجا باران به صورت مداوم می‌بارد واژه گیلکی «وارش» که به معنی باران است موید این نکته‌است که این واژه مرکب از وا+رش ساخته شده که اصل کلمهٔ مرکب هم پیشوند «وا» معادل «باز» متبادر کنندهٔ «باز باران» یعنی «باران مکرر»است و این در واقع خصوصیت اصلی این شهر است. رشت مرکب از دو پاره واژه رش و ت است. رش همان گونه که آمد باران ریز و مدام است و ت پسوند جای است در زبان پهلوی به گونه‌ای که تشت یا آتشت به معنی آتشدان است. در نتیجه رشت یعنی جایی که در آن باران ریز و مدام می‌بارد.

مردم

در شهر رشت گویش بیه‌پس[۳] از زبان گیلکی رایج است و بررسی‌های زبان‌شناسی نشان‌دهنده تغییر زبان در شهر رشت و تمایل به کاربرد زبان فارسی در قشر تحصیل‌کرده است.[۴]

مذهب

پیش از ورود اسلام به ایران، گروهی از ساکنان گیلان و دیلمان زرتشتی و گروهی دیگر بت‌پرست بودند. با آنکه دو نفر کشیش مسیحی در دیلم و دو کشیش دیگر در ری و طبرستان وجود داشته‌اند اما آئین مسیحیت پیروان چندانی را در منطقهٔ گیلان به خود جذب نکرده بود. پس از شکست ایرانیان در قادسیه، چهار هزار نفر از سربازان دیلم تصمیم گرفتند به اسلام بگروند و به تازیان در جنگ جلولا کمک کنند، به همین سبب با مسلمانان در کوفه مستقر شدند . از آن به بعد کسانی که از طرف خلیفه بغداد تحت شکنجه و تعقیب بودند میتوانستند در گیلان پذیرایی شوند .[۵] در حال حاضر مذهب اکثریت مردم شیعه دوازده‌امامی است ولی تعدادی اقلیت مذهبی از سال‌های بسیار دور در کنار دیگر مردم رشت زندگی می‌کنند.

آب و هوا

بارندگی

آب و هوای رشت معتدل و مرطوب است. ميانگين سالانه بارندگي در این شهر 1359 ميليمتر مي‌باشد. كم‌باران‌ ترين سال طي 50 سال اخير سال 1971 با 957.8 ميليمتر و پرباران‌ ترين سال طي اين مدت سال 1972 با 1967.6 ميليمتر بارندگي مي‌باشد. تعداد روزهاي بارندگي در رشت 138 روز مي‌باشد و حداكثر بارندگي در 24 ساعت در مدت آماری ثبت شده، به ميزان 170 ميليمتر در تاريخ 19 مهر 1362 ثبت شده است. بارندگی‌ها در رشت بر پایه رژیم بارشی سواحل دریای خزر، عمدتاً متاثر از سامانه های پرفشار شمالی است.

دما

ميانگين سالانه دماي هوا در رشت 15.9 درجه سانتيگراد است. ميانگين حداكثر سالانه دماي هوا 20.6 و ميانگين حداقل سالانه آن 11.3 درجه مي‌باشد. اختلاف حداكثر و حداقل دماي سالانه 9.3 درجه است. حداقل دماي گزارش شده 19- درجه در 30 دی 1342 و 18- درجه در 14 بهمن 1350 و حداكثر دماي گزارش شده 40 درجه در 23 شهریور 1375 می باشد.

پدیده ها

در تمام طول سال به علت واقع شدن مراكز پرفشار در مناطق سيبري و قطب شمال، جريانات هوا و باد سرد از سمت شمال به استان گيلان مي‌وزد، اما در فصول سرد سال گاهي به علت استقرار مركز كم‌فشار در سطح زمين در منطقه درياي سياه و يا شمال عراق و يا در شرق تركيه، جهت وزش باد تغيير نموده و به صورت غير متعارف از جنوب غربي به سوي گيلان جريان مي‌يابد و پديده فون يا گرم باد گيلان را پديد مي‌آورد. اين بادهاي گرم و خشك از جنوب و جنوب‌ غربي به منطقه گيلان مي‌وزند و دمای رشت را در کمتر از چند ساعت تا 20 درجه افزایش می دهد. این پدیده معمولن با بارش باران و گاهی برف خاتمه می یابد.

همچنین مركز پرفشار سيبري كه ابتدا بر روي سرزمين هاي پوشيده از برف‌ و‌ يخ سيبري شكل مي‌گيرد ‌با ويژگي‌ يك توده هواي سرد و سنگين در فصول سرد سال تا اوايل بهار به عرض‌هاي پائين‌ تر جغرافيايي كشيده‌شده و از جنوب روسيه و از نواحي شمال شرقي كشور وارد ايران مي‌شود و بخش‌هاي وسيعي از كشور از جمله منطقه گيلان را تحت تاثير خود قرار مي‌دهد. در بعضی از سالها این سامانه با هوای پرفشار و سرد اروپایی ادغام شده و ضمن همراهی جریانات ناپایدار تراز میانی جو، در رشت بارش های سنگین برف را سبب می شوند .

مشاهیر

رشت زادگاه و زیستگاه بسیاری از مشاهیر گذشته و معاصر بوده که برخی از آنان نظیر فضل‌الله رضا (واصغ تئوری انفورماسیون)، پروفسور مجید سمیعی (پزشک برگزیده سال ۲۰۰۳ از طرف رویال کالج کانادا)، پرفسور حسن اکبرزاده (احراز کننده مدال درجه یک علمی از موسسه تحقیقات و علوم پاریس) و دکتر بهزاد (پدر زیست‌شناسی نوین ایران) دارای شهرت جهانی هستند که تندیس آنها در یک اقدام کم نظیر توسط شهرداری رشت در سبزه میدان رشت نصب شده‌است. و همچنین: کوشیار گیلانی واستادپورداوود و دکتر حشمت و میرزا کوچک خان جنگلی.

شهرهای خواهرخوانده

اماکن دیدنی

 

منبع:wikipedia

پناهگاه حیات وحش لوندویل

موقعیت

این پناهگاه بین ۱۹/۳۸ تا ۲۸/۳۸ عرض شمالی و ۵۲/۴۸ تا ۵۴/۴۸ طول شرقی و در استان گیلان و ما بین بخش لوندویل و بخش مرکزی شهرستان آستارا واقع شده است.

مشخصات

پناهگاه حیات وحش امیر لوندویل با مساحتی بالغ بر ۱۰۷۴ هکتار، در موقعیتی قرار دارد که از جنوب به شهر لوندویل و از شمال به شهر آستارا و از شرق به دریای خزر و از غرب به جاده آستارا به لوندویل منتهی می‌شود. این منطقه در سال ۱۳۵۲ به عنوان منطقهٔ حفاظت‌شده اعلام شد و طی مصوبهٔ شمارهٔ ۶۳ مورخ ۲۱/۵/۱۳۵۴ شورای عالی محیط زیست به مجموعهٔ مناطق تحت مدیریت سازمان پیوست. ارتفاع متوسط منطقه ۲۰ متر پایین‌تر از سطح دریاهای آزاد است. پناهگاه حیات وحش لوندویل دارای اقلیم خیلی مرطوب و معتدل با متوسط بارندگی ۱۱۰۰ میلی‌متر و دمای سالانهٔ ۱۵ درجهٔ سانتی‌گراد است.

ویژگی‌های زیستگاهی

این منطقه نمونه‌ای منحصر به فرد از باقیماندهٔ جنگل‌های جلگه‌ای هیرکانی است. حدود ۱/۳ منطقه از برکه، آببندان و تالاب‌های مشجر تشکیل شده‌است. از گونه‌های مهم گیاهی می‌توان از نی، لویی، انار وحشی، توسکای قشلاقی، ازگیل، لرگ، لیلکی، تمشک و غیره نام برد. این پناهگاه شامل زیستگاه‌های متنوع آبی و خشکی برای جانوران است. ۱۲۵ گونهٔ جانوری در منطقه شناسایی شده‌است که مهمترین آن‌ها عبارتند از روباه معمولی، گراز، سمورآبی، سیاه کاکل، پری شاه رخ، درن فک، قوی فریاد کش، انواع اردک، حواصیل، گیلانشاه خالدار و درنا.

پستانداران: سمورآبی، گورکن، فوک دریای خزر و شغال.

پرندگان: قوی گنگ, ‌قوی فریادکش, ‌فیلوش, ‌اردک سیاه کاکل,‌ اردک چشم طلایی، باکلان کوچک و بزرگ، عقاب‌ها، کاکائی‌ها، پرستوهای دریایی، آبچلیک‌ها، حواصیل‌ها، سهره‌ها، چرخ‌ریسک‌ها، گیلانشاه خالدار, ‌پری شاهرخ، درنا و قرقاول.

عوامل تهدید کننده

به عنوان مهمترین عوامل تهدید می‌توان از وجود مستثنیات، تغییر کاربری اراضی، تعارضات به اراضی حاشیهٔ تالاب، چرای دام، شکار و صید غیر مجاز، تاسیسات جهانگردی و برداشت صدف نام برد.

منابع