پناه‌گاه حيات وحش مياندشت، خراسان



نام انگلیسی:  Miandasht protected area   

نام فارسی :  پناه‌گاه حيات وحش مياندشت

 

 

موقعیت جغرافیایی

پناهگاه حيات وحش «مياندشت» در اطراف استان خراسان، بين 37/56 عرض جغرافيايي و 25/56 طول جغرافيايي، واقع شده و مساحت آن در حدود 84 هزار و 435 هكتار است.
پوشش گياهي: گياهان هالوفيت نظير گز و‌ خار شتر و ‌ريش بز و تاغ و ‌گون
پستانداران: آهو،‌ ‌پلنگ،‌ يوزپلنگ، گورخر

تاریخچه :

پناهگاه حيات وحش مياندشت منطق هاي استپي و دشتي در جنوب شرقي شهرستان جاجرم استان

خراسان شمالي است. اين پناهگاه از قديم يترين مناطق تحت نظر سازمان حفاظت محيط زيست

است كه از سال 1352 مورد حفاظت قرار گرفتهو از مناسب ترين زيستگا ههاي يوزپلنگ و آهو در

كشور به شمار م يرود.

اين منطقه مثل تمام زيستگا ههاي دشتي و مرتعي كشور، آسيب زيادي بر اثر شكار غيرمجاز و چراي

بي رويه دا مها ديد هاست، به طور يكه تعداد آهوهاي آن از 8 هزار راس در دهه 50 به حدود 300 راس

كاهش پيدا كرده؛ با اين حال ارزش زيست محيطي و تنوع ك منظير گياهي و جانوري خود را تا حدي

حفظ كرد ه است.

یکی از قدیمی ترین مناطق چهار گانه به شمار میرود که از سال 1352  تحت حفاظت قرار داشته است .

پناهگاه حيات وحش «مياندشت» در اطراف استان خراسان، بين 37/56 عرض جغرافيايي و 25/56 طول جغرافيايي، واقع شده و مساحت آن در حدود 84 هزار و 435 هكتار است.

پوشش گیاهی :

تاکنون 120 گونه گیاهی  از جمله بابونه سفید ، خارشتر کاکوتی ، اشنیان ، اسپند ، گل جالیزی ، درختچه های گز و طاق ، شور، زنبق، درمنه و... شناخته شده است .

حیات وحش : 

یوزپلنگ ، آهو قوچ و میش ، تشی ، گرگ ، روباه ، شغال ، گربه وحشی ، کفتار ، گراز، سارگپه، سلیم شنی ، چکچک ، چاخ لق ، هوبره ، جغد کوچک ، سنگ چشم خاکستری ، دم سرخ ، کوکر شکم سیاه ، غراب ، مار شاخدار ( افعی ) ، تیر مار ، بزمجه ، لاک پشت آسیایی  و... میباشد .


پناه‌گاه حيات وحش مياندشت، خراسان


پناه‌گاه حيات وحش مياندشت، خراسان


پناه گاه حیات وحش میاندشت


 

 

آتشکده‌ی «اسپاخو»

آتشکده‌ی «اسپاخو» یکی از کهن‌ترین سازه‌های پابرجای باستانی در خراسان شمالی است. برپایهٔ کاوش‌ها و بررسی‌های کارشناسان این آتشکده مربوط به روزگار ساسانیان است و در کنار آن روستایی است که به همین نام یعنی اسپاخو، معروف است.باستان‌شناسان با توجه به معماری ویژهٔ این آتشکده که سقفی گنبددار است و باتوجه به لاشه‌سنگ و ملات ساروج به کار رفته که از مصالح ویژهٔ معماری ساسانی است، این آتشکده را مربوط به روزگار ساسانیان می‌دانند.می‌گویند که واژهٔ اسپاخو، برگرفته از واژهٔ «هسپ» یا «اسپ» است که واژه‌ای پهلوی است. این واژه در گذر زمان به اسب دگرگون شده‌است و آن‌گونه که برمی‌آید در این گستره در گذشته، اسب پرورش می‌داده‌اند.آتشکدهٔ اسپاخو در کنار روستای اسپاخو و در شهرستان مانه و سلقمان در ١١٥کیلومتری جاده بجنورد گلستان و ٦٥کیلومتری غرب شهر آشخانه است. این آتشکده بر روی تپه‌ای بلند در دامنهٔ جنگلی از کاج و سرو ساخته شده‌است.مردم محلی این آتشکده را با نام کلیسا، می‌شناسند اما تاکنون هیچ‌گونه شاهدی بر حضور مسیحیان در این گستره پیدا نشده‌است و از سوی دیگر، شکل دایره‌ای محراب، آتشدان و سوراخ‌های درون سقف گنبد که روزن‌های برای خروج دود است، نشان می‌دهد که این جایگاه، هیچگاه کلیسا نبوده و آتشکده‌ای است که زرتشتیان باستان آن‌را ساخته‌اند. آتشکدهٔ اسپاخو هنوز هم در خراسان شمالی بر فراز بلندایی پر از کاج و سرو ایستاده‌است و گردشگران داخلی و خارجی را به خود می‌خواند. آتشکدهٔ اسپاخو در فهرست میراث ملی با شمارهٔ 1579 ثبت شده‌است. اسپاخو هنوز هم سر پاست.

 

مشهد قدیم

۱
۱
۲
۲
۳
۳
۴
۴
۵
۵
۶
۶
۷
۷
۸
۸
۹

آبشار زيباى ارتکند

روستاى ارتکند مجموعه‌اى از کوه و رودخانه و جنگل و آبشار است که طبيعت چشم نواز آن سالانه هزاران نفر را به سوى خود مى‌خواند. آبشار زيباى ارتکند، در فاصله 107 کيلومترى مشهد و در حدود 40 کيلومترى شهرستان کلات، چشم هر گردشگرى را به خود خيره مى‌کند.‌
برای رسیدن به آبشار ابتدا باید از روستای سررود (ارتفاع 1160 از سطح دریا) که در فاصله 7 کیلومتری از جاده اصلی قرار دارد گذر کنیم ، این روستا دارای آب و هوای خشک می باشد و کوههای تک خانه در 8 کیلومتری غرب و سرشاو در 3 کیلومتری شمال شرق این آبادی واقع شده اند .
در مسیر دره پس از گذشتن از باغ ها و شالیزار ها و چندین مجموعه پرورش ماهی، به روستای کوچک ارتکند در فاصله 5 کیلومتری سررود می رسیم که ارتفاع آن از سطح دریا 1480 متر می باشد و رود ارتکند که از کوههای هزار مسجد سرچشمه می گیرد از کنار این آبادی می گذرد .
مسیر دره اصلی با شیب تند و عمق زیاد، خود را تا گذرگاه قله قره داغ (بلندترین ارتفاع منطقه) بالا می شکد و ارتفاع قله تا کف دره به حدود 1000 متر می رسد که این دره به صورت چین دار، صخره ای، مرتفع، و با درختان منفرد اورس خود نمایی می کند. در ادامه مسیر پس از طی 5 کیلومتر به تفرجگاهی( اردوگاه حضرت مهدی) می رسیم که در سمت چپ آن دره آبشار خانه زو، و در سمت راست آن دره درخت بی بی (کال قره داغ) قرار دارد به طوری که مسیر اصلی، از سمت چپ از میان رودخانه و درختان به سمت آبشار ارتکند پیش می رود که در ابتدای این مسیر دره با عرض کم و درختان انبوه مشاهده می شود تا اینکه راه از مسیری سنگی و پر آب ادامه پیدا می کند و در نهایت به منطقه بازی می رسد که خانه زو نامیده می شود و معمولاً دراین منطقه علفزارهای بلند و پوشش پراکنده درختان اورس دیده می شود که در فصول بهار و تابستان مورد استفاده گوسفند داران قرار می گیرد .
در ادامه مسیر پس از طی یک سربالایی دوباره دره باریک شده و در سمت راست آن تونل پر آب همراه با آبشار کوچک اما زیبا به چشم می خورد .سپس از سمت چپ قسمت انتهایی مسیر را ادامه می دهیم و پس از یک درگیری مختصر با سنگ به مسیری باریک با دیواره های سنگی بلند واقع در دو طرف آبشار می  رسیم که این آبشار 10 متر ارتفاع دارد و به شکل کلاهک بوده که دیواره های سنگی بسیار زیبا و پوشیده از آب آن را احاطه کرده اند و آب ازهمه طرف به شکل های مختلف از دل سنگ بیرون آمده و به رودخانه جاری می شود. لازم به ذکر است که وجه تسمیه خانه زو نیز از همین قسمت که سرچشمه رود است، گرفته شده و ادامه مسیر بعد از آبشار بدون کار فنی امکان پذیر نمی با شد.
زمان طی شده از اردوگاه تا محل آبشار یک ساعت و 40 دقیقه می باشد و مسیر برگشت از آبشار همان مسیر طی شده در رفت بوده که طبعاً در زمان کمتری حدود یک ساعت طی می شود.

روستای ماخونیک(سرزمين لي‌لي پوت‌هاي ايراني )

 

روستاي ماخونيك به‌ دليل قد و قامت كوتاه ساكنان آن، به لي لي پوت ايران و سرزمين آدم كوتوله‌ها مشهور است.

در 142 كيلومتري شهرستان بيرجند واقع در استان خراسان جنوبي كه تا مرز افغانستان فقط حدود نيم ساعت فاصله دارد، روستايي شبيه سرزمين لي لي پوت داستان افسانه‌اي گاليور، وجود دارد.

خانه‌هاي روستاييان ماخونيك شكل هندسي خاصي ندارند و آداب و رسوم ساكنان آن از نحوه قضاوت تا شيوه كشاورزي و از چگونگي تقسيم ارث تا بازي‌ها همگي از گذشته‌هاي دور جريان داشته و بيش‌تر آن‌ها دست نخورده باقي مانده است.



اهالي ماخونيك اصليت افغاني دارند و در حدود سه چهار قرن پيش به اين ناحيه آمده‌اند. ازدواج فاميلي ميان كوتاه قدها و نوع تغذيه سبب شده بود كه افراد اين روستا كوتاه قد باشند؛ ولي چند سالي مي‌شود، با تغيير وضعيت تغذيه‌ي اهالي و مصرف قرص و قطره آهن، نسل جديد بهتر شده‌اند.

مردم ماخونيك تا 50 سال پيش، چاي نمي‌نوشيدند، شكار نمي‌كردند و اصلاً گوشت نمي‌خوردند و هنوز سيگار نمي‌كشند، چون اين كارها را گناه مي‌دانستند. ورود تلويزيون به اين روستا به معناي ورود شيطان بود و اهالي تا چند سال پيش به تلويزيون مي‌گفتند؛ شيطان. آن‌ها هرگز اجازه نمي‌دادند كودكان پاي تلويزيون بنشينند و جادو شوند.