همین جا اردشیر مبارزه خود را بری سقوط سلسله پارتیان و تاسیس سلسله ساسانیان آغاز کرد.به نظر می رسد که دارابگرد مانند بسیاری از شهرهای پارتیان طبق الگویی دایره ای شکل ساخته شده است.نمونه ای برای بنای شهر گور (فیروز آباد)بود.اما بر خلاف گور ، دارابگرد یک دایره کامل نبود و تقریبا بیضی شکل با قطر بزرگی معادل 1900 متر بود.پیرامون  این شهر برج و بارویی به طول 6000 متر به ضخانت 25 متر به ارتفاع دست کم 10 متر قرار داشت، ضمن اینکه خندقی به عرض 55 متر نیز پیرامون شهر حفر شده بود.این شهر دارای 4 دروازه بود ، اما برخلاف گور این دروازه ها بر محورهای قائم بر یکدیگر قرار نداشتند.ویرانه های دارابگرد نشان از این دارد که خیابان کشی این شهر علاوه بر شهر گور نه شعایی بود و نه متحدالمرکز، در حالی که مرکز شهر گور توسط مناره ای مشخص شده بود، در مرکز داراب صخره ای طبیعب به ارتفاع 25 متر قرار داشت.در کنار دروازه شمالی، پایه های ویران آب راهی که آب شهر را تامین میکرد هنوز دیده می شود.خرده های سفال و توده های سنگ تنها چیزی است که از بنای شهر باقی مانده است.

در عصر ساسانیان ، دارابگرد مرکز دارابگرد خرد بود.این  شهر به خاطر محصولاتی چون پارچه و انواع نمک های معدنی به رنگ های مختلف شهرت فراوانی داشت.شماری از بهترین فرش های ساسانی در دارابگر بافته شد.یکی اطز آنها با سطح گلدوزی شده در سال 628 م توسط هراکلیوس به عنوان غنیمت جنگی به یغما برده شد .اما مهشورترین محصول داراب روغن معدنی قیر مانند کیمیایی بود که مصرف پزشکی داشت و به عنوان هدیه از طرف حاکمان به فرماندار پارس تقدیم می شد.هر چند که در گذر زمان فسا از لحاظ ثروت و از لحاظ انداراندازه بر دارابگرد پیشی گرفت ، اما این شهر تا قرون نخست اسلامی همچنان مرکز منطقه بود.در زمان امام حسن (ع)،نایب او،دهیا کلبی از شهر بازدید کرد.دارابگرد در قرن 6 به طور کلی متروک شد.