موزه ایران باستان
موزه ايران باستان در سال 1316، رسماً بازگشايي شد.

انديشه تأسيس و فعاليت موزه، در بطن تفكرات و تحولات سال هاي دهه 1300 و 1310 خورشيدي شكل گرفت. در اين سال ها،انديشه هاي نوگرائي، با تكيه بر اصول فرهنگ كهن ايراني و احياي سنت ها و ارزش ها و افتخارات ايران باستان، گسترش و نمود روزافزوني داشت، كه تبعات آن احداث نهادها و موسسات علمي – فرهنگي، صنعتي، نظير دانشگاه تهران، بيمارستان ها، مدارس و ... موزه بود.

به تبع آن، انديشه ايجاد مكاني جهت ارائه آثار تاريخي – فرهنگي و پژوهشي ، پيرامون فرهنگ و تمدن ايران و معرفي و آموزش آن در سطوح داخلي و خارجي قوت گرفت كه ماحصل آن، ارائه طرح، تصويب و تأسيس موزه ايران باستان بود.

جهت عملي شدن اين انديشه، وزارت معارف آن زمان ، آندره گدار، مهندس مهمار فرانسوي، كه متخصص مطالعات شرق شناسي نيز بود را به ايران دعوت نمود و مسئوليت امور اجرائي و مديريتي موزه ايران باستان را به وي محول نمود.

آندره گدار، طرح و پلان موزه را كه بعدها به دلايلي، تغييراتي در آن ايجاد شد را بر پايه معماري سنتي ايراني، بويژه معماري پارت و ساساني، ارائه نمود. در اين طرح، پلان با حياط مركزي و ورودي طاق ضربي و كاربرد آجرهاي قرمز و شبهه ستون هاي تزئين، شاخصه هاي معماري دوره اشكاني، ساساني را بويژه كاخ اردشير در فيروزآباد و كاخ كسري در تيسفون را به وضوح نشان ميداد.

انديشه يك چنين طرحي درست متناسب با اهداف و فعاليت هاي موزه بود، چرا كه موزه ايران باستان به واقع به عنوان موزه مركز باستانشناسي ايران، در برگرفتن آثار تاريخي- فرهنگي بدست آمده از كاوش هاي باستان شناسي در سراسر ايران فعاليت مي كرد .

انديشه تأسيس و فعاليت موزه، در بطن تفكرات و تحولات سال هاي دهه 1300 و 1310 خورشيدي شكل گرفت. در اين سال ها،انديشه هاي نوگرائي، با تكيه بر اصول فرهنگ كهن ايراني و احياي سنت ها و ارزش ها و افتخارات ايران باستان، گسترش و نمود روزافزوني داشت، كه تبعات آن احداث نهادها و موسسات علمي – فرهنگي، صنعتي، نظير دانشگاه تهران، بيمارستان ها، مدارس و ... موزه بود.

به تبع آن، انديشه ايجاد مكاني جهت ارائه آثار تاريخي – فرهنگي و پژوهشي ، پيرامون فرهنگ و تمدن ايران و معرفي و آموزش آن در سطوح داخلي و خارجي قوت گرفت كه ماحصل آن، ارائه طرح، تصويب و تأسيس موزه ايران باستان بود.

جهت عملي شدن اين انديشه، وزارت معارف آن زمان ، آندره گدار، مهندس مهمار فرانسوي، كه متخصص مطالعات شرق شناسي نيز بود را به ايران دعوت نمود و مسئوليت امور اجرائي و مديريتي موزه ايران باستان را به وي محول نمود.

آندره گدار، طرح و پلان موزه را كه بعدها به دلايلي، تغييراتي در آن ايجاد شد را بر پايه معماري سنتي ايراني، بويژه معماري پارت و ساساني، ارائه نمود. در اين طرح، پلان با حياط مركزي و ورودي طاق ضربي و كاربرد آجرهاي قرمز و شبهه ستون هاي تزئين، شاخصه هاي معماري دوره اشكاني، ساساني را بويژه كاخ اردشير در فيروزآباد و كاخ كسري در تيسفون را به وضوح نشان ميداد.

انديشه يك چنين طرحي درست متناسب با اهداف و فعاليت هاي موزه بود، چرا كه موزه ايران باستان به واقع به عنوان موزه مركز باستانشناسي ايران، در برگرفتن آثار تاريخي- فرهنگي بدست آمده از كاوش هاي باستان شناسي در سراسر ايران فعاليت مي كرد .

طرح سنتي ارائه شده توسط گدار، توسط 2 نفر معمار ايراني شاغل در وزارت معارف ( استاد مراد تبريزي و...) به مرحله اجرا در آمد.

گسترش كاوش هاي باستان شناختي و ازدياد روز افزون آثار در موزه ملي ايران ، موجب شد كه اين موزه طي چند مرحله، گسترش كمي و كيفي يا درحد فاصل سالهاي 1357 تا 1370، علاوه بر تعويض ويترين هاي موزه، نوسازي سيستم گرمايشي و سيستم برقي موزه، واحدهايي تحت عنوان انبار و گنجينه در زير موزه موزه ، ساخته و اضافه شد.






+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۶/۳۰ ساعت 13:0 توسط امیر حسین فخرایی(پدرام)
|
این وبلاگ متعلق به دانشجویان رشته مدیریت جهانگردی دانشگاه پیام نور شیراز می باشد .